حديث اسلامى، خاستگاه ها و سير تطور - موتسكى، هارالد - الصفحة ٤٤٥ - ١٤ ناخنهاى خود را كوتاه كنيد(بررسى روايتى كهن)
يكى از اين روايات ارتباط ميان داستان ام جميل و آيات سوره «مسد» در باره او «وامرأته حمّالة الحطب: ... و زنش ان هيمهكش ...» با آيات سوره ضحى را چنين بيان مىكند:
اندكى پس از گفتگوى ام جميل با پيامبر، وحى به تعويق افتاد. در آن گفتگو پيامبر تأكيد كرده بود كه اين آيات (سوره مسد) در باره ام جميل از سوى خدا نازل شده است. هنگامى كه [نزول] وحى به تأخير افتاد، وى نزد پيامبر آمده، ريشخندكنان گفت كه شيطان وى، او را رها كرده است. سپس آيات سوره ضحى نازل شد. روايتى ديگر نظرگاه مخالف را مطرح مىكند:
وقتى توقف در [نزول] وحى رخ داد، خديجه بود كه نگران آن حضرت شد و از پيامبر پرسيد كه آيا خداوند او را وا نهاده است؛ آيات سوره ضحى به عنوان پاسخى محكم فرود آمد. روايتى ديگر، آيات سوره ضحى را با سوره كهف، آيههاى ٢٢- ٢٣ با نقلى متفاوت مرتبط مىسازد: كفار مكه با يهوديان در باره پيامبر مشورت كردند؛ يهوديان به آنان توصيه كردند كه سؤالات ويژهاى از پيامبر بپرسند تا او را بيازمايند كه آيا پيامبرى راستين است يا نه. همين كه آمدند و پرسشها را نزد او طرح كردند، پيامبر وعده داد كه پاسخ را روز بعد بدهد، بىآن كه عبارتِ «ان شاء الله» را بدان بيفزايد. سپس وحى به تأخير افتاد، اما پس از زمانى [نزول وحى] از سر گرفته شد. روايتى خاص هم مىگويد سنگى به پيامبر زده شد و خون از انگشت وى جارى گشت؛ وى بيت معروف را خواند:
| هل أنتِ إلّا إصبع دَمِيتِ | [وفي سبيل الله ما لَقيتِ] | |