حديث اسلامى، خاستگاه ها و سير تطور - موتسكى، هارالد - الصفحة ٢٨ - ٢ ١ خاستگاه و ارزش تاريخى
هجرى) رواج و تداول يافتند».[١] با اين دعاوى، شاخت به روشنى از موضع گلدتسيهر پا را فراتر نهاد.
شاخت نظريات خود را بر دو پايه بنا كرده بود. نخست، تحقيق در باب جايگاه و نقشى كه روايات منقول از پيامبر و صحابه نظرا و عملًا براى فقيهان قرن دوم داشتند، و دوم، بررسى سير رشد روايات فقهى. در بخش اول، وى استدلال مىآورد كه در هر يك از مدارس و مكاتب فقهى اوليه، مشرب فقهى ويژهاى ظهور كرده بود كه آبشخور آن تا آن زمان منحصرا روايات منقول از پيامبر نبود.[٢] به عكس، اين مشربهاى فقهى تا حد زيادى مبتنى بر تأملات و استنتاجهاى فردى بودند كه در مرحله بعد در «كنف حمايت صحابه»[٣] درآمده بودند. به تدريج با احاديث نبوى كه محدّثان از نيمه قرن دوم به اين سو رواج مىدادند، آن «سنّت جاريه» در مدارس فقهى قديم آشفته و متأثر شد. مدارس فقهى قديم عليه اين دسته از احاديث به مخالفت شديد مىپرداختند،[٤] امّا اين مخالفتها به تدريج رو به كاستى نهاد و سرانجام به لطف تأثيرگذارى نظريه شافعى (م. ٢٠٦) در باب منابع فقه [كتاب، سنّت، اجماع] از بين رفت.[٥] شاخت از اين تحول نتيجه گرفت كه «روايات به طور كلى متأخّرتر[٦] از مشربهاى اوّليّه مدارس فقهى قديماند كه در اوايل قرن دوم پديدار شده بودند».
شاخت در جانب دوم استدلال خود كوشيد با مقايسه مجموعه رواياتى پيرامون موضوعات مختلف برگرفته از قديمترين آثار فقهى موجود (نيمه دوم قرن دوم)، جوامع حديثى كهن يا صحاح سته (نيمه دوم قرن سوم)، و تأليفات حديثى و فقهى متأخّر (قرن چهارم به بعد)، تطور و تكامل روايات فقهى را به گونهاى دقيقتر ترسيم كند. نتيجهاى كه وى بدان رسيد اين بود كه مطالب در اين آثار از مراحل متوالى
[١]
. Joseph Schacht, The Origins of Muhammadan Jurisprudence, ٤ th impression) Oxford, ٧٦٩١(, ٤] ١ st edition ٠٥٩١[.
[٢].Ibid .,٠٨ .
[٣].Ibid .,٨٣١ .
[٤].Ibid .,٧٥ .
[٥].Ibid .,٦٣١ .
[٦].Ibid .,٠٨ .