حديث اسلامى، خاستگاه ها و سير تطور - موتسكى، هارالد - الصفحة ٣٥٥ - ١ مقدمه
١١: تاريخگذارى روايات آخرالزمان
مايكل كوك
١. مقدمه
موضوع بحث در اين مقاله، معضِل تاريخگذارى روايات موجود در قديمىترين متون اسلامى است.[١] شمار فراوانى از كتابهاى موجود كنونى را نويسندگانى شناختهشده از قرن سوم هجرى به اين سو در زمانهايى تقريباً مشخص تأليف يا تدوين كردهاند. امّا آنچه از دو قرن اوّل و دوم در دست داريم، حجم عظيمى از مطالب در قالب روايات است. روايت متنى بسيار كوتاهتر است كه پديدآورنده و منشأ واقعى يا ظاهرى آن را سلسلهاى از ناقلان به نام اسناد مشخص مىكند. از آنجا كه بيشتر اطّلاعات ما از طريق همين روايات تأمين مىشود، هركه به دو قرن نخست پس از اسلام تعلق خاطرى دارد، بايد بداند كه اين مطالب دقيقاً كى پديد آمدهاند؛ و از آنجا كه در بررسى و تاريخگذارى روايات، سرنخهاى ما به نسبت تاريخگذارى اصل كتابها بسيار كمتر است، يافتنِ پاسخ آن پرسش چندان آسان نخواهد بود.
[١]. اين مقاله در« سومين كنفرانس بينالمللى از جاهليت تا اسلام» در دانشگاه حبرو، بيتالمقدس، ١٩٨٥ ارائه شده، و نيز موضوع سخنرانى من در
Instituto de Filologia of the Consejo Superior de Investig ationes CientIficas)
مادريد، ١٩٨٧) بوده است. من از نكات پيشنهادى پاتريشيا كِرونِه، خوتير ينبُل، الا لَنداتَسِرون، و مايكِل لِكِر بهرهفراوان بردهام.