حديث اسلامى، خاستگاه ها و سير تطور - موتسكى، هارالد - الصفحة ٢٠٩ - چهارم
مجموعههاى حديثى ماقبل تدوين صحاح (و لذا «كهن») اند و البته داراى بابى به نام «فى كراهية كتاب العلم» هستند. كتاب الجامع مَعمَر بن راشد (م ١٥٣ ق)، كتاب العلم ابو خَيثَمَة (م ٢٣٤ ق)، و مُصَنَّف ابن أبى شيبة (م ٢٣٥ ق). بخارى (م ٢٥٧ ق) هم هيچ يك را ذكر نكرده است. از سوى ديگر، مُسلِم (م ٢٦٢ ق) روايت الف- ١[١] را، ابو داوود (م ٢٧٥ ق روايت الف- ٤[٢] و ترمذى (م ٢٧٩ ق) الف- ١ و الف- ٢[٣] را آوردهاند (به ديگر مجموعههاى حديثى مراجعه نشده است). پيش از اين به تفصيل آورديم كه مورد الف- ١- ٢- ٣ روايتهايى مختلف از يك حديث بوده و اصل واحدى داشتهاند.[٤] ترمذى قبلًا به اين مسئله در مورد روايات الف- ١ و الف- ٢ اشاره كرده و آن را برجسته ساخته است.[٥] ذهبى هم به اين مسئله در موارد الف- ٢ و الف- ٣ اذعان كرده و درباره آن ذيل مدخل «عبد الرحمن بن زيد بن أسلم» در ميزان الاعتدال توضيح داده است.[٦] او احاديث متعددى نقل مىكند كه عبد الرحمن آنها را منتشر ساخته است، نخست الف- ٢ به نقل از ابن عُيَينَة (حلقه مشترك روايت الف- ٢!) در مقام جوانترين راوى، و بلافاصله در پى آن الف- ٣ را (با حلقه مشتركِ عبد الرحمن بن زيد) كه ذهبى وى را منكَر (مردود و غير موثق) مىشناسد. ذهبى آشكارا پديده حلقه مشترك (فرعى) را مىپذيرد!
با تمام اين احوال، محتمل نيست كه حديث مورد بحث يعنى الف- ١- ٢- ٣ كاملًا جعلى و برساخته باشد؛ بلكه به احتمال زياد نوعى «بازتاب» ( «رفع» به معناى
[١]. مسلم، صحيح( بيروت، ١٣٩٣ ق)، باب ١٨، ص ١٢٩.
[٢]. ابوداوود، سنن، تحقيق محيىالدين عبدالحميد( قاهره، ١٣٦٩ ق)، ج ٣، ص ٤٣٤، شماره ٣٦٤٧.
[٣]. صحيح، باب ٢، ص ١١١.
[٤]. همين مقاله، پيشتر، ص[ ٢٣٢].
[٥]. صحيح، باب ٢، ص ١١١.
[٦]. ذهبى، ميزان الإعتدال، ج ٢، ص ٥٦٤ به بعد.