حديث اسلامى، خاستگاه ها و سير تطور - موتسكى، هارالد - الصفحة ٤٢٥ - ٢ مسأله وصيت
غيرخانوادهاش وصيّت كند، زيرا او نگران آن است كه در طول زندگى به اندازه كافى صدقه نداده باشد. اگر مقصود همين باشد، در اين صورت محتواى بندهاى ١٠ ه- و ١١ د از حديثى ديگر و سياقى متفاوت اخذ شدهاند تا اين مقصود بيان شود.[١] اساساً عبارت مربوط به صدقه به خانواده احتمالًا در پى نارضايتى برخى از قبايل عرب به پرداخت زكات يا صدقه مصطلح در صدر اسلام پديد آمده است.[٢] گفته شده پيامبر به سبب كاهش نسبى فقر معناى صدقه را توسعه داد تا نفقات مذكور (مخارج معيشتى) را نيز شامل شود.
نسخههاى ١٠ و ١١ نخستين نسخههاى كشكولىاند كه در يكى شش عنصر و در ديگرى پنج عنصر گردهم آمدهاند، بى آنكه هيچ دغدغهاى بابت پيوستگى يا انسجام [اين عناصر] وجود داشته باشد. گويا صرفاً نيت آن بوده كه هر چه پيرامون آن موضوع نقل شده، يكجا جمع شود.
٢. مسأله وصيت
١٢. (اين نسخه و نسخههاى بعدى توجه را از مسأله هجرت به موضوع وصيّت معطوف مىدارند. در اين نسخه هنوز مسأله هجرت در اولويّت است. با اين حال، متن چنان از همگسيخته است كه ظاهراً اين موضوع محور اصلى نيست).
محمّد بن عبدالرحيم، زكرياء بن عدّى، مروان، هاشم بن هاشم، عامر بن سعد، پدرش.
او گفت: «من بيمار بودم و پيامبر به عيادتم آمد.
سعد: «اى رسول خدا، از خدا بخواهيد كه مرا به جايى كه از آن آمدهام، بازنگرداند.»
پيامبر: «شايد خداوند تو را رفعت بخشد و باعث شود كه به ديگر مردم سود رسانى.»
[١]. ابنحنبل، ج ١، ص ١٧٢؛ مسلم، زكاة، ج ٧، ص ٨٨.
[٢]
. Encyclopedia of Islam, ١ ed., article, Zakat.