حديث اسلامى، خاستگاه ها و سير تطور - موتسكى، هارالد - الصفحة ٤٢٢ - ١ متون هجرت
سعد. «اى رسول خدا، من ثروت فراوانى دارم، و دخترم وارث من خواهد بود. آيا مىتوانم همه دارايىام را وصيّت كنم؟»
پيامبر. «نه.»
سعد. «دو سوم از آن را چطور؟»
پيامبر. «نه.»
سعد. «نيمى را؟»
پيامبر. «نه.»
سعد. «يك سوم از آن را؟»
پيامبر. «يك سوم، و يك سوم زياد است.»
صدقاتى كه از مالت مىبخشى، صدقات حقيقى است. آنچه صرف تأمين معاش خانوادهات مىسازى، صدقه است؛ و آنچه براى خوراك همسرت خرج مىكنى، صدقه است.»
«خانوادهات غنى باشند (يا فرمود: با معيشت مناسب تركشان كنى) بهتر از آن است كه آنها را محتاج به ديگران وانهى (اين سخنان را در حالى گفت كه دستش را دراز كرده بود).»[١]
مسلما نمىتوانيم بگوييم اين دو متن به روشنى در پى برجسته كردن مسأله هجرتاند، امّا از آنجا كه اين عنصر در مجموعه درونمايههاى هر دو متن جايگاه شاخصى دارد، چنين به نظر مىرسد كه غرض از اين روايات حفظ و تأكيد بر اهمّيّت مسأله هجرت است. نسخه ١١ نسبت به نسخه ١٠ مفصلتر است، چون دومى غالباً در قالب سوم شخص بيان شده است، در حالىكه اولى قالب محاورهاى دارد. هر دو متن محل عيادت بيمار را مكّه تعيين كردهاند، امّا در آنها به تاريخ معينى اشاره نشده است. بندهاى ١٠ الف و ١١ الف اين ماجرا را به نسخه ٤ پيوند مىدهند. دعاى محمّد [صلى الله عليه و آله] در بند ١١ ب نسخههاى ٢ و ٣ را تداعى مىكند، امّا دعاى مذكور در بند ١٠ ب روايتى متفاوت و حيرتانگيز است. سعد در آن سعد
[١]. ابنحنبل، ج ١، ص ١٦٨.