حديث اسلامى، خاستگاه ها و سير تطور - موتسكى، هارالد - الصفحة ٢١٣ - چهارم
] ٢٤٧ [درباره نمودارهاى جيم و دال
درباره رواياتى كه در حمايت كتابت حديثاند و در اينجا نقل شده است،[١] احاديث زير را مىتوان در مجموعههاى قديمى يافت. ج- ١ در مُصنَّف ابن أبى شيبه،[٢] و د- ١ در جامع مَعمَر بن راشد[٣]. در ميان صحاح ستّه، مورد ج- ١ در ابو داوود،[٤] و مورد د- ١ در بخارى[٥] و ترمذى[٦] آمدهاند.
إسناد رواياتى كه به ممنوعيت كتابت حديث مىپردازند، تماما به شكل رايج درختىاند (احاديث نبوى: پيامبر صحابى تابعى [... تابعى] حلقه مشترك. روايات صحابه در اين خصوص. صحابى تابعى- حلقه مشترك)، امّا ساختار إسناد روايات ناظر به جواز كتابت حديث بسيار دشوارياب است. در نگاه نخست، حتى يك حديث هم به نظر درختى نيست، امّا شايد بتوان موارد ج- ١، ج- ٢ و د- ٢ را به گونهاى تفسير كرد كه به شكل درختى درآيند.
روايت ج- ١ مىتواند به اين شكل بسيار نزديك شود. به هر صورت، اين حديث، حلقه مشترك كاملًا واضحى دارد: عمرو بن شعيب، كه همراه با تعدادى حلقههاى مشترك فرعى در جايگاههاى رايج قرار دارند. بنا بر اين روشن است كه عمرو بن شعيب اين روايت را منتشر ساخته است. از سويى ديگر، محتمل است
[١]. در حديثى ديگر كه در اين مقاله به آن نپرداختهايم، پيامبر به ابوشاة نامى اجازه مىدهد تا خطبهاى را در شرايطى خاص بنويسد. راوى اصلى، بنا بر ادعاء، ابوهريره است؛ حلقه مشترك، يحيى بن أبىكثير( م ١٣٢ ق در يمن)، و اين حديث در مجموعههاى بخارى( ابنحجر، فتح البارى، ج ١، ص ٣١١ به بعد)، ابوداوود( سنن، ج ٣، ص ٤٣٤) و ترمذى( صحيح، ج ٢، ص ١١١) آمده است. اين حديث، كه در هيچ مجموعه قديمى يافت نمىشود، از نظر منتقدان جديد مسلمان اصيل شناخته مىشود؛ نك. كتاب يُنبُل در زير:
. ٤٩. p, yticitnehtuA, llobnyuJ
[٢]. مُصَنَّف، ج ٩، ص ٤٩- ٥٠، شماره ٦٤٧٨.
[٣]. در عبدالرزّاق، ج ١١، ص ٢٥٩، شماره ٢٠٤٨٩.
[٤]. سنن، ج ٣، ص ٤٣٤، شماره ٣٦٤٦.
[٥]. ابنحجر، فتح البارى، ج ١، ص ٣١٣- ٣١٤.
[٦]. صحيح، باب ٢، ص ١١١.