حديث اسلامى، خاستگاه ها و سير تطور - موتسكى، هارالد - الصفحة ٢٧٩ - ٧ قدمت و خاستگاه إسناد
از راويان و منابع خبرىاش را به اسم ذكر نمىكند. با اين همه، اين امر را نمىتوان قطعى و حتمى دانست، چرا كه كاملًا محتمل است عروه از ذكر اسامى رجالش در نامهها پرهيز مىكرده، امّا انجام اين كار را در ساير نوشتههايش لازم مىدانسته است. با تمام اين احوال، چندان مهم نيست كه ديدگاه شخصى عروه در باب إسناد چه بوده است. مهم آن است كه دريابيم آيا در ميان نسل مدوَّنان درس خوانده حديث كه پيش از زُهرى آمدهاند، إسناد متداول بوده يا نه؟ به گمان شخصى من، ترديد در اين امر جا دارد. در واقع مىتوان چنين انگاشت إسناد نخستين بار در متون حديثى تا ثلث آخر قرن نخست هجرى پديد آمده است.
آيا اسناد را عالمان عرب اختراع كردهاند؟ كايتانى به اين نكته توجه كرده كه خاستگاه إسناد در شبه جزيره نبوده است.[١] امّا همو هيچ نقطه ديگرى را براى منشأ إسناد ذكر نمىكند. در متون تاريخى متعلق به دوران باستان در منطقه شرق، نمونه مشابهى نمىتوان يافت. تنها خاستگاه احتمالى باقى مانده را در متون سنّت يهودى مىيابيم كه آن نيز نظامى بسيار پيشرفته از ذكر رجال سند دارد. اين نظام، بسيار مشابه با همان نظام إسناد است. اكنون براى يافتن منشأ يهودى إسناد مجبوريم اين دو نظام را در كنار هم گذاريم و بسنجيم.
پيوند ميان قرآن و حديث مشابه با رابطه دو سنّت مكتوب و شفاهى در يهوديت است. همچنان كه اين دو در يهوديت از اهمّيّتى يكسان برخوردارند، دعوى مسلمانان [: اسلام] نيز از آغازين دورهها اين بوده است كه حديث يا دست كم روايات مشتمل بر اقوال و افعال پيامبر، همانند قرآن از منشأ الهى برخوردارند. بعيد نيست كه اين امر متأثر از ديدگاه يهوديت روى داده باشد،[٢] به ويژه آنكه در احاديث موجود شواهدى مىيابيم كه بر جايگاه تعاليم و سنّت شفاهى در يهوديت اشاره دارند.[٣] موسى شريعت خويش را شفاهاً دريافت كرده بود و قرنها پيش از پيدايش اسناد در اسلام و عمل رسانيدنِ ناقلان به پيامبر، اين پرسش در يهوديت
[١].Leone Caetani ,Annali ,I ,٠٣ ص٠١ (Introduzione ).
[٢]
. Ignaz Goldziher," Kampfe um die Stellung des IadD
*Im Islam ",ZDMG ١٦ (٧٠٩١ ),٤٦٨ .
[٣]. همان، ص ٨٦٥.