حديث اسلامى، خاستگاه ها و سير تطور - موتسكى، هارالد - الصفحة ٣٩٤ - ١٢ گرايش هاى مانوى در روايت«آكلة الخضر»
ح. ابن ماجه، سنن، ج ٢، ص ٢٥٠.
ط. ابن حنبل، مسند، ج ٣، ص ٧.
ى. ابن حنبل، مسند، ج ٣، ص ٢١.
ك. ابن حنبل، مسند، ج ٣، ص ٩١.
ل. ابن حنبل، مسند، ج ٣، ص ٩١. (١)
گونههاى اين روايت به چندين گروه مىتوانيم تقسيم كنيم كه متن هر كدام به نوعى با بقيه مرتبط است. افزون بر اين، أسانيدشان هم به روشنى نشان مىدهد كه هر يك از اين گروهها سلسله سندى متفاوت دارد؛ امّا سر منشأ همه أسانيد، راوى واحدى است. أبو سعيد خدرى (متوفاى ٦٣ يا ٦٥ ق)، صحابى معروف كه به عنوان «مكثرٌ فى الحديث» شناخته شده است.[١]
متن پنج گونه الف، و، ز، ى، ك تقريباً با يكديگر يكسان است. ما با نقل ترجمه روايت گونه (و) آغاز مىكنيم، زيرا اين گونه از همه گوياتر است:[٢]
١. رسول اللّه بر فراز منبر نشست و ما در اطراف او.
٢. او گفت. از جمله امورى كه مىترسم پس از وفاتم براى شما رخ دهد، شكوه و زيور دنيايى است كه به دست خواهيد آورد.
٣. مردى گفت. يا رسول اللّه، مگر خير مىتواند شر به همراه داشته باشد؟
٤. با اين كلام، رسول اللّه سكوت كرد. شخصى به آن مرد گفت. چه شده كه با رسول اللّه صحبت مىكنى، امّا او با تو صحبت نمىكند؟» راوى ادامه مىدهد. «در يافتيم كه بر او وحى نازل شده است».
[١]. علاوه بر متون روايى فوق، اين روايت را در مراجع ديگرى نيز مىتوان يافت كه برخى از آنها از تمام منابع فوق الذكر كهنترند. مُصنَّف عبد الرزاق صنعانى( م ٢١١ ق)، تحقيق حبيب الرحمن الأعظمى، ج ١١، ص ٩٦؛ مسند أبىبكر عبد اللّه بن زبير الحميدى( م ٢١٩ ق)، تحقيق حبيب الرحمن الأعظمى، بيروت، دار الكتب العلمية، ١٤٠٩ ق/ ١٩٨٨ م)، ج ٢، ص ٣٢٥- ٣٢٦؛ مسند أبىداوود الطيالسى( م ٢٠٤ ق)، بيروت، دار الحديث، ص ٢٩٠. بخشهايى از آن را نيز در غريب الحديث ابنقتيبة( م ٢٧٦ ق) و غريب الحديث أبوعبيد قاسم بن سلام( م ٢٢٤ ق) مىتوان يافت.( ويراستار)
[٢]. ابنحجر، الإصابة فى تمييز الصحابة،( كلكته، ١٨٥٦- ١٨٨٨)، ج ٢، ص ١٦٦، شماره ٤٠٨٨.