حديث اسلامى، خاستگاه ها و سير تطور - موتسكى، هارالد - الصفحة ٥١٣ - جهاد در حكم ايثار شخصى
انس (وفات ٧٩٥/ ١٧٩) جنگ زير پرچم ارتش حكومتى را حرام دانست.[١] اين [حكم] زمانى حدود اواسط قرن دوم/ هشتم و به احتمال قوى پس از سركوب شورش النفس الزكيه به دست عباسيان (٧٦٢/ ١٤٥) رخ داد. با اين وجود پس از شكست فجيع لشكر مسلمانان در نبرد با بيزانس در نزديكى مرعش (٧٧٩/ ١٦٢- ٧٧٨/ ١٦١)، مالك بن انس طى فتوايى (رأى فقهى) اجازه جهاد تحت فرمان حاكمان ظالم (ائمّه السوء) را صادر نمود.[٢]
تا اواسط قرن سوم تفكيكى بين كاركردهاى حكومت و علماء ايجاد و اجماع جديدى حاصل شده بود: فرمانبردارى از حاكم ضرورى، آشوب، درگيرى داخلى و خونريزى ممنوع و اقامه نماز و جهاد با هر حاكمى چه صالح و ديندار و چه غير صالح، لازم است (الصلوه والجهاد خلف كل امام براً كان او فاجراً).[٣] در ميان اين داوطلبان تعدادى دانشمند و زاهد وجود داشت كه در نبردها فعالانه شركت مىكردند. ذكر نام دو تن از اينان در اينجا اهمّيّت دارد: ابن المبارك و ابو اسحاق الفزارى (وفات ٨٠٣/ ١٨٦) كه هر دو كتابهايى در باب فضل الجهاد نگاشتهاند اگرچه كتاب الفزارى در اصل به سؤالات فقهى و مجموعهاى از پاسخها مىپردازد.[٤] در اينجا بيشتر كتاب ابن المبارك را مورد توجه قرار مىدهيم. از ميان ٢٦٢ حديث مذكور در اين كتاب ١٣ حديث درونمايهاى مشترك دارند: دوشيزههاى بهشتى (الحور العين) و آن مضمونى است كه پنج بار در قرآن به عنوان پاداش آسمانى براى مؤمنان ذكر شده است.[٥]
[١]. سَحنون، المدوّنة الكبرى، قاهره، ١٩٠٥، ج ٣، ص ٥؛ ابنأبىزَمَنين، قدوة الغازى، تحقيق ع. سليمانى، بيروت، ١٩٨٩، ص ٢٢٣؛ ماهر جرّار، زندگينامهپيامبر در زير:
M. Jarrar, Die Prophetenbio graphie, ٤٤٢, ٠٧٢, fn. ٨.
[٢].Cf .fn .١٢ .
[٣]. ابنحنبل، عقيده، تحقيق ١. السيروان، بيروت، ١٩٨٨، ص ٦٥، ٦٨، ٧٢، ٧٥ و بعد و ١٢٣ و بعد؛ ابنعبدالبرّ، التمهيد، رباط، ١٩٦٧، ج ١، ص ٣؛ البوطى، الجهاد، ص ١١٢- ١١٧؛ خ. يوسه- سوى، تَطَوّر، ص ١٦٧ به بعد.
[٤]. كتاب السَير، تحقيق ف، حَمادَة، بيروت، ١٩٨٧.
[٥]. قرآن: ٤٤، ٥٤؛ ٥٢، ٢٠؛ ٥٥، ٧٢؛ ٥٦، ٢٢؛ ٧٨، ٣٤- ٣٢. درباره« حوريان بهشتى» نك.
, selyhtreB. E" malsI mi neuarfgnuJ nehc sisidarap eiD"
, in: Islamica ١) ٥٢٩١(, ٣٦٢ ٨٨٢ and ٣٤٥ CJ. Horovitzi; D. KUnstlinger:
"
Die Namen Und Freuden des Kuranischen Paradieses
"
, in: BSOAS ٦) ٠٣٩١ ٢٣(, ٤٢٦ ٢٣٦; T. Andrae: Mohammed, sein Leben und sein Glaunbe. Stockholm ٧١٩١, ٩٦ ٥٧; id., Les origines de I Islam et Le christian sisme. Trans. J. Roche. Paris ٥٥٩١, ١٥١ ٧٦١; E. Beck.
"
Eine christliche Parallele zu den paradiesj ungfrauen des Korans
",in :OCP ٤١ (٨٤٤١ ),٨٩٣ ٥٠٤ ;J .Macdonald :"Islamic Eschatology VI Paradise ",in :Islamic studies ٥ (٦٦٩١ ),٢٥٣ ٠٦٣ .
در باب حديث اسلامى نك:
Wensinck, Concordance et indices de la tradition musulmane, Leiden ٦٣٩١, VOL. I, ٦٢٥.
القُرطبى، التذكرة فى أحوال المَوتى، تحقيق السيد الجُمَيلى، بيروت، ١٩٨٦، ج ٢، ص ٦٣٣- ٦٤٠؛ ابنخطير، صفة الجنّة وما فيها من النّعيم المقيم، تحقيق يوسف ع. البُدَيوى، بيروت، ١٩٨٩، ص ٩٦ به بعد، ١٠٢- ١١٤، ١٥٣- ١٥٧؛ ابنقَيِّم الجوزيّة، حادى الارواح، قاهره، ١٩٧٠، ج ١، ص ٣٤١- ٣٩٢؛ ج ٢، ص ٢- ٧.