حديث اسلامى، خاستگاه ها و سير تطور - موتسكى، هارالد - الصفحة ٣٢٨ - ١٠ برخى شيوه هاى تحليل إسناد با تكيه بر رواياتى با مضمون تحقيرآميز درباره زن
گستردهترند، تا جايى كه حتى در بيشتر مواقع از مسلم پيشى مىگيرند. اين ملاحظات، همگى بر مبناى مواردى است كه شخصا انجام دادهام و صرفاً در مورد شبكههايى معتبر است كه كمابيشcl آنها غيرقابل انكار است. در مواردى كه در آنها جايگاهcl مسألهدار است يا چندان روشن نيست، تصويرى يكسره متفاوت با موارد پيشين حاصل مىشود. امّا متن روايتى كه در اينجا مورد تحليل قرار گرفته خود پرسشهاى فراوانى در پى دارد، نظير اينكه:
آيا سليمان بن طرخان التيمى تنها عامل نشر چنين قولى در صدر اسلام است ياcl هاى ديگرى در همان زمان يا زمانهاى ديگر بودهاند كه سوءظن خويش درباره زنان را به شيوهاى مشابه ابراز كرده باشند؟
چه انگيزه (ها) يى در پس اشاعه چنين قولى وجود داشته است يا احتمالًا چه شرايطى آنان را بدين كار واداشته است؟
چه ميزان از اين گونه اقوال در جوامع رسمى يافت مىشود؟
آيا گونهاى بسط و شرح در مورد اين عبارات تحقيرآميز نسبت به زنان قابل رديابى است يا آنها با گذشت زمان به فراموشى سپرده شدهاند؟ آيا اينها اصلًا در كتابهاى فقهى انعكاس يافتهاند و اگر چنين است، چگونه؟
تعداد سؤالات به واقع زياد است و اين مقاله مجال و زمان طرح همه اين پرسشها را ندارد تا بىپاسخ رها شوند. امّا متذكر شدنِ اين سؤالات به هم وابسته، نشان مىدهد كه به كمك روشهايى كه تاكنون توصيف شدهاند، چه عرصههاى جديدى را مىتوان مورد مداقّه قرار داد. يعنى به جاى طرح اين گزاره اجمالى كه در سدههاى نخستين اسلام موقعيّت زنان از مشكلى رنج مىبرد، مىتوان گفت. در صدر اسلام موقعيّت زنان از مشكلى دچار آسيب شده بود كه به دست چنين و چنان كس/ كسانى ايجاد شده بود، و او/ آنان در فلان زمان و به همان مكان زندگى مىكردند، و اين روايات را احتمالًا به دلايل ذيل منتشر كردند ...