حديث اسلامى، خاستگاه ها و سير تطور - موتسكى، هارالد - الصفحة ٣٤٧ - ١٠ برخى شيوه هاى تحليل إسناد با تكيه بر رواياتى با مضمون تحقيرآميز درباره زن
از شش طريق الأعمش تنها يكى، از طريقpcl أبو معاوية مشتمل بر انذار است (فَإنَّكُنّ أكثرُ أهل جهنَّم يومَ القيامة)، و پنج طريق ديگر، اعم از طرق منفرد وpcl دار، صرفاً در برگيرنده امر تصدَّقنَ است. به علاوه، پرسش اصلى كه برخاسته از مجموعه روايات تصدَّقنَ است، به اجمال در جامع ترمذى آمده است. وى در يكى از ارزشگذارىهاى هميشگى خود كه در انتهاى هر روايت ذكر مىكند، اين موضوع را جمعبندى كرده است.[١] به اين ترتيب، پژوهشگر مجموعه روايات تصدَّقنَ مىتواند چنين جمعبندى كند كه صدقه دادن زنان از جواهرات و زيورآلات به عنوان مسألهاى فقهى موضوع محورى روايات مورد بحث است و انذار زنان، كه ابو معاويهpcl مسئول نشر آن بوده است، صرفاً افزودهاى است كه بىشك بعدها براى تأكيد بيشتر در آن درج شده است.
خلاصه و نتيجه
مطالب پيش گفته را مىتوان به صورت زير جمعبندى كرد:
از زمان أبو رجاء كه اوايل قرن دوم/ هشتم در گذشته است، و شايد كمى پيشتر از آن، روايتى با مضمون تحقيرآميز نسبت به زنان متداول شد و به مرور زمان ديگران نيز آن را كپى كرده و در مضامين جديدى عرضه كردند. با اينكه تعدادى از اين روايات بدلى از حدود گفتار اصلى أبو رجاء پا فراتر نگذاشتند، تعدادى ديگر در حالى كه همان لحن را حفظ كرده بودند، محتوايى متفاوت ارائه كردند. برخى از اين روايات تحقيركننده زنان به صورت گزارههايى مستقل باقى ماندند و گروهى ديگر در قالب افزودههايى بر روايات فقهى مختلف ظاهر شدند. در كنار اين روايات فقهى كه اين ملحقات خصمانه نسبت به زنان بدانها گره خورده بودند، گهگاه اضافات
[١]. ر ك. ج ٣، ص ٢٩ به بعد. تنها جوامع حديثى كه آن انذار را در بر دارند، خود ترمذى( ج ٣، ص ٢٨) و ابنحنبل، ج ٦، ص ٣٦٣ است؛ ديگر موارد امر تصدَّقنَ به روايت أعمش، فاقد اين بخش الحاقى است، ر ك. طيالسى، ش ١٦٥٣، ابنأبى شيبة، ج ٣، ص ١١١، دارمى، ص ٢٠٦ به بعد، ابنحنبل، ج ٣، ص ٥٠٢ به بعد، ترمذى، ج ٣، ص ٢٨، مسلم، ج ٢، ص ٦٩٤.