حديث اسلامى، خاستگاه ها و سير تطور - موتسكى، هارالد - الصفحة ٤٠٥ - ١٢ گرايش هاى مانوى در روايت«آكلة الخضر»
عجيب، همه جا در گزارش مشهور مانويت مىيابيم كه ابن نديم مؤلّف الفهرست تهيه كرده است.[١] جاحظ در ميان منابع قرن سوم، هيچ اشارهاى به عقايد آنان درباره خير و شر نمىكند.[٢] تنها يعقوبى در گزارشاش از تاريخ ساسانيان در بخش اول اثر تاريخنگارانهاش، هنگامى كه درباره دو اصل اخلاقى صحبت مىكند، خلاصهاى از مانى و نظرياتش ارائه مىدهد.[٣] او از مانى نقل مىكند كه. «هر خير و منفعتى از نور، و هر شر و مصيبتى از تاريكى نشأت مىگيرد». و كمى پس از آن. «از آنچه خير سرچشمه مىگيرد، شر نمىتواند ساطع شود و از آنچه شر نشأت مىگيرد، خير برنمىخيزد».[٤] در اينجا مسأله بسيار شبيه سبكى تنظيم شده است كه پيامبر در روايت مورد بحث ما اظهار داشته است.
خياط در كتاب الانتصار اشاره مىكند كه همين مسأله معتزله را به زحمت انداخته بود. او در عبارتى از نظام معتزلى در برابر اتهامى كه ابن راوندى مطرح كرده بود، دفاع مىكند، مبنى بر اينكه عليرغم انكار صريح تئورى مانويت از سوى نظام، ابن راوندى ادعا مىكند كه دو كنش مخالف نمىتوانند از مبدئوى واحد نشأت بگيرند. خياط اثبات مىكند كه اين عقيده اخير نظام چيزى نيست جز تئورىاى در علم فيزيك مبنى بر اينكه مثلًا آتش نمىتواند جز گرما، و يخ هم نمىتواند جز سرما اثرى ببخشد. او دقيقاً توصيف مىكند كه چگونه نظام- با به كارگيرى مناظرهاى نامحسوس و هوشمندانه- مانويان را ملزم مىكند تا بپذيرد:
«از يك عامل واحد، ممكن است دو امر متضاد همچون خير و شر، يا صداقت و دروغ ناشى شود. از همين رو، بطلان تئورى جاودانگى دو اصل خير و شر ثابت مىشود و اين مسألهاى مشهور است».[٥]
[١]
. Gustav FlUgel, Mani, seine Lehre und Schrifen) Leipzig, ٢٦٨١(.
[٢]
. Konrad Kessler, Mani, Forschungen Uber die manichaische Religion) Berlin, ٩٨٨١(, ٥٦٣- ٩٦.
[٣]. يعقوبى، تاريخ(Historiae )، تحقيق و چاپ مارتين تئودور هوتسما( لايدن، ١٨٨٣)، ج ١، ص ١٨٠.
[٤].See also Kessler ,Mani ,٧٢٣ -٨٢ .
[٥]. عبد الرحيم بن محمّد الخياط، كتاب الإنتصار والردّ على ابنالراوندى، تحقيق و چاپ هنريك ساموئل نيبرگ( قاهره، ١٣٤٤/ ١٩٢٥)، ص ٣٠- ٣١.