حديث اسلامى، خاستگاه ها و سير تطور - موتسكى، هارالد - الصفحة ٤٠٦ - ١٢ گرايش هاى مانوى در روايت«آكلة الخضر»
در بخشهاى متعدد ديگر از كتاب الانتصار مىتوان اشاراتى به اين تئورى مانويت و دلايل ردش از سوى معتزله يافت.[١] همچنين در مباحثات قاسم بن ابراهيم عليه ابن مقفع كه گوئيدى منتشر ساخته، احتجاجى آمده است كه اثبات مىكند نور همواره خير، و تاريكى هميشه شر ايجاد نمىكند.[٢]
در عباراتى كه در بالا ذكر شد، اين مسأله عينا به سبك روايت «آكلة الخضر» طرح نشده است. در اين جا ساختار بر اساس گفتار ساده عاميانهاى است كه هنوز به سطح كلامى ارتقا پيدا نكرده است. مىتوان دريافت كه مسائلى از اين دست، خردگرايان مؤمن را به زحمت مىانداخته است، حتى اگر آنان هيچ گاه در شرايط انتزاعى تعقل پرورش نيافته بودند. دقيقاً به اين علت است كه گفتار پيامبر (خير نمىتواند جز خير به همراه داشته باشد) در پاسخ به سؤال مربوط به آن، به راحتى مىتواند با شرايط روحى- روانى پيرامونش در ارتباط باشد. اين امر مىتواند دليلى باشد بر اين كه روايت مورد بحث ما در واقع بسيار قديمى است و در قديمىترين دوره اسلام تاريخگذارى مىشود. در اين روايت، هيچ نشانهاى از مجادله يا تبليغ به چشم نمىخورد؛ امّا اين امر نيز كاملًا محتمل است كه در اين فضا، شنونده دريافتى مبهم از مانويت يا- به طور وسيعتر- انديشههاى گنوسى[٣] داشته است كه خود ناشى از اين پرسش آزاردهنده بودهاند كه شر چگونه به جهان وارد شده است. پيامبر در اين روايت، در باب اين پرسش، نظريهاى بىتكلف ارائه كرده است؛ گو اينكه بعدها در كلام سنّتى آشكارا به آن توجهى نمىشود.
[١]. همان، ص ٤٨ و ٥٠.
[٢]
. Michelangelo Guidi, La Lotta tra L'Islam e il Manicheismo) Rome, ٧٢٩١(, ٧- ٨.
[٣]. اين مكتب از لغت يونانى« گنوسيس» گرفته شده است كه به معنى معرفت است. اين آموزهاى است مبتنى بر اين اعتقاد كه انسانها مىتوانند از طريق معرفت به رستگارى نايل شوند. همچنين ادعا مىكند كه تنها كسانى سزاوار دريافت رستگارى هستند كه به جستجوى معرفت برآيند و بنا بر اين خود را از قيود دنيوى آزاد كنند. عرفا به برترى جهان معنوى بر هر چيز ديگرى در جهان عقيده دارند و آن را در نقطه مقابله دنياى مادّى قرار مىدهند، جهانى كه آن را شر تلقى مىكنند. آنها حتى اظهار مىكنند كه اين دو جهان به وسيله دو وجود متفاوت خلق شده است و آفرينش جهان معنوى مديون خداى حقيقى است.( مترجم)