حديث اسلامى، خاستگاه ها و سير تطور - موتسكى، هارالد - الصفحة ١٧٢ - يكم
[٢١٩] محدث و متكلّم بصرى، سعيد بن أبى عروبة (م ١٥٧ ق) از نخستين عالمانى است كه در كتب «اوائل» او را در شمار مصنِّفون متقدّم دانستهاند.[١] در شهر بصره (همانند كل عراق)، مردم براى انتشار شفاهى احاديث اهمّيّت زيادى قائل بودند. اين امر بدين معناست كه بيشتر بصريان احاديث را از بر مىكردند (و آنها را از روى نسخهاى نمىخواندند). چنانچه كسانى مدارك مكتوبى داشتند، در حضور جمع از آن استفاده نمىكردند. درباره سعيد بن أبى عروبة نقل شده كه «لم يكن له كتاب، انما كان يحفظ؛ او اصلًا كتابى نداشت؛ عادت داشت مطالب را به حافظه بسپارد».[٢] اين امر وضعيت نهايى و تثبيت شده نبود، زيرا به عكس در برخى گزارشها صراحتا آمده است كه ديگر عالمان بصرى مانند همّام بن يحيى (م ١٦٥ ق) در مواردى به كتابهاى خود مراجعه مىكردند.[٣] آيا سعيد بن أبى عروبة واقعاً تمام مصنّف خود را بىكم و كاست تنها در ذهن خود نگه مىداشت؟ اين كار از قراين محال مينمايد. چنان كه از نمونههاى بسيار قديمى از قبيل مصنِّف عبد الرزّاق بن همّام [صنعانى] (م ٢١١ ق) و مصنَّف ابن أبى شيبة (م ٢٣٥ ق) بر مىآيد، اين مصنَّفات بسيار حجيم و چند جلدى بودهاند. در واقع ادلّهاى هم داريم كه نشان مىدهند چنين وضعيتى حاكم نبوده است. نقل است كه سعيد بن أبى عروبة كاتبى شخصى به نام عبد الوهّاب بن عطا داشت كه هميشه وى را همراهى مىكرده و كتابهايش را مىنوشته است.[٤]
[١]. ابنحنبل، علل، ص ٣٤٨؛ ذهبى، تذكرة الحفّاظ( حيدرآباد، ١٩٥٥- ١٩٥٨)، ج ١، ص ١٧٧، ابنحجر، تهذيب التهذيب( بيروت، ١٩٨٤- ١٩٨٥)، ج ٦، ص ٣٥٨، ذيل عنوانِ عبدالملك بن عبدالعزى بن جُرَيج.
[٢]. ذهبى، تذكرة الحفّاظ، ج ١، ص ١٧٧؛ ابنحجر، تهذيب التهذيب، ج ٤، ص ٥٧.
[٣]. ذهبى، ميزان الاعتدال، تحقيق على محمّد البجاوى( قاهره، ١٩٦٣- ١٩٦٥)، ج ٤، ص ٣٠٩؛ ابنحجر، تهذيب التهذيب، ج ١١، ص ٦١.
[٤]. ابنسعد، كتاب الطبقات الكبير، تحقيق ادوارد زاخا و ديگران( لايدن، ١٩٠٤- ١٩٤٠)، ج ٧، جزء ٢، ص ٧٦؛ ابنحجر، تهذيب التهذيب، ج ٦، ص ٣٩٩.