حديث اسلامى، خاستگاه ها و سير تطور - موتسكى، هارالد - الصفحة ٢٨٢ - ٧ قدمت و خاستگاه إسناد
مىدهد.»[١] در مقابل، عواقب سختى براى دروغپردازان و جاعلان روايت مهيا كردهاند. «آن كه سخنى بر زبان مىراند كه از استاد خويش نشنيده است، سكينت الهى را از ميان يهود برده است.»[٢]
لازم است رفتار مدارس يهودى در دوران تلمودى را همان الگويى بدانيم كه نظام إسناد براساس آن به سنّت اسلامى انتقال يافت. پس از آنكه اصل توثيق متن روايت از طريق ذكر إسناد و سلسله راويان تثبيت شد، برخى مشابهتهاى ظاهرى تطوّر و تكامل پيدا كرد. از سوى ديگر، اين امر كاملًا طبيعى بود كه در جريان تطوّر و تكامل نظام إسناد اسلامى، برخى اوصاف و احوال خاص اين نظام پديد آيد. با اين همه، برخى تعابير و اصطلاحات در دست است كه نمىتوانستهاند در آن زمان يكباره و ارتكازا جعل شده باشند. فى المثل به كارگيرى «شهد» و مشتقات آن در اصطلاحات إسناد،[٣] كاربرد «هيعيد» در متون سنّت يهودى را به خاطر مىآورد. نمونههاى فراوانى از اين امر در رساله «عِدُيوت» هست كه بر همين اساس «شواهد» (testimonies) ناميده شدهاند. بى هيچ ترديد، اصطلاح حديثِ مسلسل در اطلاق بر زنجيره متّصل راويان، برگرفته از شِلشيل شموعا[٤] است و واژه سِلسِلة با شَلشِلِتِ عبرى در تركيباتى چون شَلشِلِت يُحَسِن و شَلشِلِت هاأبُت[٥] مطابقت دارد. باب به معناى فصل و بخش، كه پيشتر فرانكل[٦] ريشه عبرى آن را نشان داده بود، واژهاى دخيل است كه دقيقاً از كاربرد زبانى متون سنّت يهودى وارد شده است. ابن اسحاق كه در نوشتههاى خود تعابيرى چون امر، ذكر، قصه، شأن و خبر را به كار مىبرد،
[١].Sanhedrin ٠٩ b et passim .
[٢].Berakot ٧٢ b .
[٣]. نك. البخارى، علم، ش ٣٣؛ صلاة، ش ٦٧؛ أدب، ش ٩١؛ جمعة، ش ٣، افزون بر اين نك. به نقلهاى گلدتسيهر از بخارى، مسلم، و أحمد بن حنبل در سه مقاله و كتاب زير:
Ignaz Goldziher," Neue Materialien," ٧٨٤; Ignaz Goldziher," Kampfe," ١٦٨; Ignaz Goldziher, Abhande lungen yur arabischen Philologie) Leiden, ٦٩٨١- ٩٩(, I, ٩٤.
[٤]. نك. همين مقاله، پيشتر، پانويس ش ٣١.
[٥]
. References from Jacob Levy, Neuhebra isches und chaldaisches Worterbuch Uber die Talmudim und Midraschim) Leipzig, ٦٧٨١- ٩٨(, IV, ٩٦٥.
[٦]
. Sigmund Frankel, Die ara maischen Fremdworter im Arabischen) Leiden, ٦٨٨١(, ٤١.
« دِلت» عبرى قبلًا همين معنا را مىداده است. نك. عهد عتيق، ارميا، باب ٣٦، آيه ٢٣.