حديث اسلامى، خاستگاه ها و سير تطور - موتسكى، هارالد - الصفحة ١٥٥ - سوم
مىتواند اشارهاى باشد به نوشتههاى فقهى غير قرآنى مانند آنچه در احاديث مكتوب وجود داشت. امّا ابو عبيده اين برداشت را چنين نقل و رد كرده است. «اين چگونه ممكن است؟ چگونه ابن عُمَر از حديث نهى مىكند، حال آن كه وى در ميان صحابه از راويان كثير النقل است؟»[١] او نهى مذكور در سخن عبد اللّه بن عُمَر را به اخذ و پذيرش تعاليم يهود (الأخذُ عَن أهلِ الكتابِ) تفسير مىكند.[٢] امّا به هر حال همگان پذيرفتهاند[٣] كه مراد از مُثَنَّاة كتابى است جز كتاب خدا كه أحبار يهود بعد از موسى تأليف و تدوين كردند
(إنَّ أحبَارَ بَنِى إسرائيلَ بَعدَ مُوسى وَضَعُوا كتَابا فِيمَا بَينَهُم عَلى مَا أرَادُوا مِن غَيرِ كتَابِ اللّهِ فَهُوَ المُثَنَّاةُ).[٤]
در قاموس اين نكته افزوده شده است كه «آنان در اين كتاب هر چه مىخواستند مجاز يا ممنوع مىكردند».[٥]
تطبيق مَثناة بر مَثنيتا (يا همان ميشنا) خيلى زود در محافل اسلامى به فراموشى سپرده شد، زيرا محدّثان بعدى اين نحوه تعبير از حديث را به سبب لحن نامناسبش، در مجموعههاى رسمى حديث نقل نكردند. در علوم اسلامى، واژه «اشمات» (ishmaYth)[٦] براى اشاره به مكتوبات فقهى يهود به كار رفت. اين واژه خيلى زود دچار سوء تعبير شد و دايره معنايى آن گسترده شد تا آن جا كه براى محافل خيالى به كار مىرفت.
[١]. ابنمنظور، لسان العرب، همانجا.« وَلَم يُرِدِ النَّهى عَن حَديثِ رَسُولِ اللّه وسنّته وَكيفَ يَنهى عَن ذلِك وَهُوَ مِن أكثر الصَّحَابَةِ حَدِيثا عَنهُ.»
[٢].Cf .Muhammed anische Studien ,II ,٧٣١ .
[٣]. جوهرى ديدگاهى متفاوت دارد. او مَثناة را به اشعارى شبيه به دوبيتىهاى فارسى تفسير و تعبير مىكند. نقل است كه رواج اينگونه اشعار يكى از علائم آخرالزمان است.
[٤]. ابنأثير، النهاية، همانجا. ابو عبيدة كه خود متهم به يهودىزاده بودن است(Muhamm edanische Studien ,I ,٣٠٢ )، اين تفسير را( ابنمنظور، لسان العرب، همانجا) را از فردى عالم به كتابهاى قديمى پرسيده است و از همو نقل مىكند« سَئَلتُ رَجُلًا مِن أهلِ العِلمِ بِالكتُبِ الأولى قَد عَرَفَهَا وقَرَأهَا.»
[٥]. مرتضى زَبيدى، تاج العروس( بولاق، ١٣٠٦- ١٣٠٧ ق)، ج ٩، ص ٦١، پايين صفحه.« أحَلُّوا فِيهِ وَحَرَّمُوا ما شَاءُوا.»
[٦].
Also shama tA; cf. Gustave Rothstein, Der Kanon der biblischen BUcher bei den babylonischen Nestorianern im ٩./ ٥٨ GMDZ ,. tdhJ
١٠( ١٩٠٤)، ٦٦٠.