حديث اسلامى، خاستگاه ها و سير تطور - موتسكى، هارالد - الصفحة ٤٧٠ - سوم
لحاظ ديگر راويانِ ابن جُريج، نقل روايات از تابعين تنها به ٣٠ تا ٤٠ درصد، در خصوص عمرو بن دينار، هشام بن عروة، يحيى بن سعيد و عبد الكريم بالغ مىشود. منقولات بسيار كمترى از تابعين در مجموعههاى ابن شِهاب، ابو زبير، عطاء بن أبى رَباح، ابن أبى مُلَيكَة و عمرو بن شعيب ديده مىشود و در منقولات موسى بن عقبة، نافع و عطاء خراسانى هيچ روايت تابعى يافت نمىشود.
٤. به كارگيرى إسناد، يا ذكر سلسله سند احاديث، در منابع ابن جُريج متفاوت است. أسانيد در منقولات از عطاء بن أبى رَباح و ابن طاووس بسيار نادرند؛ در نقلهايى از ابن أبى مُلَيكَة، عمرو بن شعيب، عبد الكريم و عطاء خراسانى، كمتر از ٥٠ درصد، امّا در مطالب منقول از عالمان مدنى چون ابن شِهاب، هشام بن عروة، يحيى بن سعيد، موسى بن عقبة بسيار فراوان است. اين امر در منقولات روايى از دو عالم مكّى، يعنى عمرو بن دينار و ابو زبير هم قابل ملاحظه است، كه از اين دو، يك مورد آن به طور كلى از تأثيرگذارى عالمان مدنى حكايت مىكند و ديگرى به داشتن اصل و نسبى مدنى شهره است.
٥. در بررسى الفاظ تحمّل- يعنى اينكه چگونه ابن جُريج از منابعش نقل قول مىكند- به تفاوتهاى چشمگيرى بر مىخوريم. فى المثل استعمال واژه «عن» بين صفر درصد در مورد ابن أبى مُلَيكة، و ٦٠ تا ٨٠ درصد در نقلهاى يحيى بن سعيد، موسى بن عقبة و عمرو بن شعيب در نوسان است. بين اين دو، منقولات كسانى چون ابو زبير و عمرو بن دينار با استعمال بسيار كم از رواياتِ مُعَنعن، و مواردى مانند نقلهاى هشام بن عروة، ابن شِهاب، ابن طاووس، عطاء بن أبى رَباح و عبد الكريم قرار دارند كه كاربرد روايات مُعَنعن در آنها، بين ٣٠ تا ٤٥ درصد است. نوسان مشابهى در استعمال صيغه «سمعتُ» وجود دارد. ابن جُريج در نقل از برخى راويانش، اصلًا از اين تعبير استفاده نمىكند، امّا در برخى ديگر آن را به طور پراكنده به كار مىگيرد؛ با اين همه، گاه اين امر را- مثلًا در نقلهاى ابن أبى مُلَيكة- فراوان مىبينيم. در آثار برخى از مشايخ ابن جُريج مثل ابو زبير نيز، گاه توجّه خاصى به استعمال صيغههاى خاص اداى حديث مانند استعمال انحصارى «سمعتُ» ديده مىشود. در تحليل نهايى، ساختار ناهمگون نقلها، نشان مىدهند كه نمىتوان با در