حديث اسلامى، خاستگاه ها و سير تطور - موتسكى، هارالد - الصفحة ٢٠٠ - چهارم
مالك[١] و حتى به عُمر[٢] نسبت دادهاند. آن حديث در واقع سرانجام بر روى كاغذ آمد و اين از سير تكوين حديث در قرن سوم هجرى (نهم ميلادى) آشكار مىشود. همچنان كه پيش از اين در يهوديت اتفاق افتاده بود، اكنون در اسلام نيز آموزهاى شفاهى دومين آموزه مكتوب شد كه به جدّ از آن دفاع مىشد و به هيچ وجه از آموزه مكتوب اصيل (و اصلى) درجه پايينترى نداشت.[٣]
اما نمىتوان گفت كه حاميان سنّت مكتوب كاملًا بر مخالفانشان غلبه يافته و پيروز شدند. يكى از مؤلّفههاى اساسى روايت شفاهى كه طى سده سوم، و حتى پس از آن، از ميان نرفت، اين بود كه كمال مطلوب در نقل سنّت تنها با «سماع» يا شنيدن از زبان استاد حاصل مىشد. روايتِ «صرفاً نسخهنويسى شده» (: كتابة) را همچنان ضعيف مىانگاشتند و همواره از آن پرهيز مىكردند.[٤] شايسته توجه است كه حتى مجموعههاى مدوّن احاديث كه بخارى و مسلم و جز آنها گرد آوردند، مىبايست از طريق سماع[٥] گردآورى شده باشد، البته، در عمل فقط تعداد قليلى از افراد موفّق به شنيدن اين مجموعههاى عظيم، به طور كمال و تمام، در سخنرانىهاى مؤلّفان آنها يا سماع از طريق راويانى موثّق شدهاند.[٦]
[١]. همان، ص ٩٦- ٩٧.
[٢]. همان، ص ٨٨؛ ابنأبى شيبة، ج ٩، ص ٤٩، شماره ٦٤٧٨.
[٣].See Goldziher ,"Kampfe ",٩٦٨ ff .
[٤]. نك. بحث مربوط به صحيفه عمرو بن شعيب كه در آن يحيى بن معين و على بن المدينى با ديگران مشاركت داشتهاند، در ابنحجر، تهذيب التهذيب، ج ٨، ص ٤٧- ٤٨، ذيل عمرو بن شعيب؛ ذهبى، ميزان الإعتدال، ج ٣، ص ٢٦٤- ٢٦٥؛ ابنقتيبة، تأويل، ص ٩٣؛ نيز همين مقاله، ص[ ٢٣٥].
[٥]
. Cf. Johann FUck," Beitrage zur Uberlief erungsges chichte von Bu
ج
ArDs Tradition ssammlung", ZDMG ٢٩) ٨٣٩١(, ٠٦- ٧٨, esp. ٢٦.
[٦]
. Cf. Goldziher," Neue Materialien Zur Literatur des Uberlie ferungswesens bei den Mohamme danern", ZDMG ٠٥) ٦٩٨١(, ٥٦٤- ٦٠٥ Yesp. ٦٦٤- ٧٦; FUck," Beitrage", ٢٦ ff.