حديث اسلامى، خاستگاه ها و سير تطور - موتسكى، هارالد - الصفحة ٣٦٩ - ٢ تجاوز اندلسيان به مصر
ابنلهيعة روى داده است. اين امر را البته نبايد به معناى ابطال نظريّه شاخت گرفت، چراكه مىتوان به همان تبصره مهم سابقالذكر استناد كرد (هرچند ممكن است بهكارگيرى اين تبصره را در چنين زمان متأخّرى روا ندانيم)،[١] و مىتوان اين وضع را با توسّل به پديده «تكثير اسانيد» تفسير و تبيين كرد. بااين همه، با توجه به تاريخگذارى قديمىاى كه بر اساس مبانى شاختگرايان از اسناد روايت بهدست آمد، روشن است كه ما تنها و تنها از آن رو به اين تبصره متوسل مىشويم كه از تاريخگذارى متفاوت آگوئاده اطّلاع داريم؛ يعنى مىدانيم كه تاريخِ مشخص اين روايت از نظر شاختگرايان چندين دهه قديمتر است.
به اينجا كه مىرسيم، حس مىكنيم دينى به شاخت بر دوشمان سنگينى مىكند. بايد به عقب بازگرديم و متن و محتواى روايت را دوباره بررسى كنيم. آيا ممكن است آگوئاده اشتباه كرده باشد و روايت برخلاف تصور وى، همانقدر كه از اسنادش برمىآيد، قديمى باشد؟
اصلًا و ابداً لازم نيست احتمال بدهيم اين روايت واقعاً و بهدرستى حمله اندلسيان به اسكندريه را پيشگويى كرده است، زيرا وقوع چنين حادثهاى فىنفسه بسيار بعيد بوده است. (اين مسئله در تمام روايت آخرالزمانى عموميّت ندارد. سقوط قسطنطنيه به دست مسلمانان در سال ٨٥٧ ق/ ١٤٥٣ م، از نظر مسلمانان قرون نخست اسلامى چندان بعيد الاحتمال نبود؛ لذا مجبور نيستيم تمام رواياتى را كه به اين حادثه اشاره مىكنند، متأخّر از سال ٨٥٧ ق بدانيم.)[٢] به همين سان، اين احتمال را نيز جدّى نمىگيريم كه پيشگويى فوق سبب وقوع آن حادثه شده است. (گواينكه اين امر در پارهاى از ديگر روايات، احتمالى جدّى بهشمار مىآيد؛ پس از انقلاب روسيه در اكتبر ١٩١٧ و ماجراى اشغال بيتالحرام در مكّه به سال ١٤٠٠ ق/ ١٩٧٩ م،
[١]. قس: يادداشت شم ١٢ در سطور پيشين.
[٢]. نسخه خطى كتاب الفتن در كتابخانه بريتانيا(British Library )، كه اين رويداد بهروشنى در آن پيشبينى شده( برگ ٢٠١ الف، سطر ٢٠)، در سال ٧٠٦ ق كتابت شده است.