حديث اسلامى، خاستگاه ها و سير تطور - موتسكى، هارالد - الصفحة ٤٤٧ - ١٤ ناخنهاى خود را كوتاه كنيد(بررسى روايتى كهن)
كردن ناخنها، اصلاح شارب، تميز نگهداشتن دندانها با مسواك و پاكيزه كردن مفصل انگشتانِ خود بىتوجه بودهاند.[١]
به نظر عالمان مسلمان شأن و رتبه گرفتن ناخنها در رديف ساير اعمال مربوط به نظافت و پاكيزگى از قبيل اصلاح شارب، ازاله موهاى زير بغلها و اسافل اعضا طبقهبندى گردد. اما لازم است به روشنى تعيين كنيم كه آيا اين عمل واجب است و بخشى از سنّت را تشكيل مىدهد. وجوب اين عمل از روايتى منسوب به پيامبر و منقول در كتابى از احمد بن حنبل استنباط شده است:
كسى كه اسافل اعضاى خود را پاكيزه نساخته، ناخنهاى خود را كوتاه نكرده و شارب خود را اصلاح نكند، از ما نيست.[٢]
به اين همه، اين روايت را عالمان مسلمان شديداً نقل كردهاند. به گفته ايشان يكى از راويان، ابن لَهيعة[٣]، غير موثّق ارزيابى شده است و در نقل ديگر اين روايت به نقل ترمذى[٤]، ذكرى از گرفتن ناخنها نيست (اين نقل تنها كوتاه كردن شاربها را ذكر كرده است). حتى اگر بپذيريم كه حديث، موثق است، تعبير «فليس منّا» صرفاً نشان مىدهد كه شخص از سنّت پيامبر پيروى نكرده است. مُناوى به اين نتيجه رسيده است كه روايت فوق وجوب و الزام را براى اين عمل اثبات نمىكند. اين كار، مستحب مؤكّد است (مندوبٌ ندباً مؤكّداً)، و كوتاهى در اجراى آن را تنها مىتوان بىاعتنايى به سنّت ارزيابى كرد.[٥]
در اين ميان، مسئلهاى فقهى راجع به كوتاه كردن ناخنها نيز سبب اختلاف ديدگاه در ميان عالمان مسلمان شده است: اگر آب وضو به محل پوشيده از چرك
[١]. ر. ك: أسباب النزول، ص ٢٠٣؛ تفسير القرطبى، ج ١١، ص ١٢٧؛ الدر المنثور، ج ٤، ص ٢٧٩، و ج ٢، ص ٩- ١٤.
[٢]. إتحاف، ج ٢، ص ٤١١ و ٤١٣؛ فيض القدير، ج ٦، ص ٢٢٣، ش ٩٠٢١:« من لم يحلِق عانته ويقلّم أظفاره ويجُزّ شاربه فليس منّا».
[٣]. ر. ك: دايرة المعارف اسلام، ويرايش دوم، مدخل ابنلَهيعه( ف. روزنتال).
[٤]. ر. ك: فيض القدير، ج ٦، ص ٢٢٢، ش ٩٠١٦.
[٥]. ر. ك: فيض القدير، شرح مُناوى، ج ٦، ص ٢٢٣؛ اتحاف، مرتضى زبيدى، ص ٤١١ و ٤١٣.