حديث اسلامى، خاستگاه ها و سير تطور - موتسكى، هارالد - الصفحة ٦٨ - ٢ ٣ رهيافت هاى ديگر در تحليل احاديث
جعلى يا محرّف از چه روشهايى استفاده كردهاند.[١] اين بىتوجهى و فقر مطالعاتى چه بسا نتيجه داورىهاى تند و خشن گلدتسيهر در باب نقد حديث مسلمانان بوده است. به عقيده وى، سيستم نقد حديث اسلامى تقريباً به طور كلى بر ملاكهايى شكلى، از قبيل سند مبتنى بوده است. متن يا محتواى احاديث فراموش شده يا صرفاً جايگاهى بسيار حاشيهاى داشتهاند.[٢] نقد حديث در ميان مسلمانان كارآمدى بسيار اندكى داشته، و از نظر گلدتسيهر، اين روشها قادر نبودهاند حتى رواياتى را شناسايى كنند كه حاوى «عيانترين اشتباهات تاريخى»[٣]) (crudest anachronisms) بودهاند. پس از گلدتسيهر، اين ديدگاه مورد قبول بسيارى از محقّقان غربى، و حتى برخى از متخصصان حديثپژوهى اسلامى واقع شد.[٤] آلبرِشت نُت، هر چند خود به سيطره بحث سندى در نظام نقد حديث مسلمانان اذعان داشت، كوشيد تصويرى معقولتر و متوازنتر از اهداف، سير تحول و عملكرد نقد حديث مسلمانان به دست
[١].
[٢]
. Ignaz Goldziher, Muhamm edanische Studien, II, ٨٣١- ٢٥)/ Muslim Studies, II, ٣٣١- ٤٤(.
پيش از وى، ويليام ميور در كتاب زندگانى محمّد، ديدگاهى مشابه وى ارائه كرده است. نگاه كنيد به:
, I, temohaM fo efiL ehT, riuM mailliW*. vlx- iil
[٣]
. Ignaz Goldziher, Muhamme danische Studien, II, ٩٤١)/ Muslim Studies, II, ١٤١(.
[٤]. نگاه كنيد به همين مقاله، صxxxiii -xxxiv (٢ -١ - اسناد در مطالعات اسلامى و غربى)، و مقاله جيمز رابسون با مشخصات كتابشناختى زير:
James Robson," Standards Applied by Muslim Tradition alists", The John Rylands Library Bulletin ٣٤) ٠٦٩١(, ٩٧٤.
گو اينكه جيمز رابسون در اين مقاله، اين رأى را با صراحت كمترى نسبت به عبارات گلدتسيهر ابراز مىكند ....