حديث اسلامى، خاستگاه ها و سير تطور - موتسكى، هارالد - الصفحة ١٠٢ - ١ اهميت علم حديث در اسلام
را همپايه [حج مكّه] قرار دهد،[١] و بدين وسيله از عبدالملك در نزاع او با عبداللّه بن زبير كه بر امّا كن مقدس مكّه تسلط داشت، حمايت كند.[٢] اين بدگمانى نسبت به يكى از برجستهترين راويان در سياقِ زمانبندى تاريخى البته پذيرفته نيست. مخالفت عبداللّه با خليفه در سالهاى ٦٤ تا ٧٣ هجرى رخ داد. زُهرى كه در سال ٥١ (و شايد پس از آن) متولد شده است، در آن زمان جوان بود و به عنوان راوى حديث شناخته نبود. به علاوه، مسأله جعل حديث قابل طرح نيست، چون منبع زهرى، سعيد بن مسيَّب (متوفى ٩٤)، در آن زمان هنوز زنده بود و نمىتوانست سوءاستفاده از نام خود را ناديده بگيرد. و سر آخر زُهرى تنها كسى نبود كه اين حديث را از سعيد نقل كرده بود.
٥. حتى احاديث جعلى پيشتر از آنچه معمولًا تصور مىشود، ساخته شدهاند. از اينرو، فىالمثل گمان مىرفت حديث بَروَع بنت واشق[٣] درباره مهريه زنى كه شوهرش پيش از زفاف درگذشته باشد، ساخته متكلّمان دورههاى بعد باشد، زيرا حتى شافعى حق مهريه براى چنين زنى را به كل رد مىكرد. ا كنون با توجه به آنچه درباره گردآورندگان بزرگ حديث در سده سوم و اصول نقدى كه به كار بستهاند مىدانيم، كاملًا غيرممكن است كه اين جعليّات متأخّر توانسته باشد آنان را گمراه كند. اين كه گاه گفته مىشود حديثى كه در جوامع حديثى رسمى يافت شده را مىتوان از جعليّات سده سوم دانست، ناشى از خلط ناوارد خاستگاه حديث با تاريخ تثبيت نوشتارى آن است. در اين مورد پيش از ما، شواهد بيرونى حاكى از عمر طولانىتر اين حديثاند. نه تنها نَظّام معتزلى (متوفى بين سالهاى ٢٢٠ تا ٢٢٨) آن را در رساله جدلىاش عليه اهل حديث يادآورى مىكند،[٤] بلكه شافعى نيز از وجود آن آگاه بود.[٥] در واقع، شافعى حق داشت در صحت آن ترديد كند، چنان كه مسلم و بخارى آن را تأييد نكردند.
[١]. براى ارجاعات، نگاه كنيد به:
Wensinck, Concordance et Indices de la Tradition Musulmne, II, p. ٤٣٢ b.
[٢]
. Goldziher, op. cit., II, p. ٥٣] English trans. Muslim Studies) London, ١٧٩١(, II, p. ٤٤[.
[٣]. ترمذى، نكاح، باب ٤٤؛ ابو داوود، نكاح، باب ٣١؛ نسائى، نكاح، باب ٦٨.
[٤]. ابنقتيبه، تأويل مختلف الحديث( قاهره، ١٣٢٦)، ص ٢٥.
[٥]. كتاب الأمّ، ج ٥، ص ٦١.