حديث اسلامى، خاستگاه ها و سير تطور - موتسكى، هارالد - الصفحة ٤٠٠ - ١٢ گرايش هاى مانوى در روايت«آكلة الخضر»
اولاند. پس از آنها فُليج بن سليمان- از ساكنان مدينه و متوفاى حوالى سال ٧٦٠[١]- قرار دارد كه فاصله تاريخى دور از ذهن ميان او و هلال ايجاد مىكند.[٢] ما اين گروه را به عنوان «اولين گروه مدنى» در نظر مىگيريم.
اما درباره متن، ما تنها گونه «ب» را به طور كامل در اختيار داريم، زيرا نقلهاى ابن حنبل تنها چند عبارت از گونه «ل» را در بر دارند، امّا شباهتى نزديك با گونه «ب» دارند كه اين امر در سندشان هم مشهود است. بيشترين تفاوت جدى بين «ب» (كه متن آن در چاپ كرِلkrehl چندين افتادگى دارد) و گروه نخست بدين عبارت است. در بند ٤ متن اين گونه است. «پس از صحبتهاى او، پيامبر سكوت كرد. ما گفتيم او در حال دريافت وحى است و مردم ساكت ماندند تو گويى آنها پرندگانى داشتند كه بالاى سرشان نشسته بودند». اين عبارت عجيب و غريب را قسطلانى توضيح داده است. وى مىگويد آنها شبيه مردمى رفتار مىكردند كه مىخواستند پرندهها را بگيرند امّا مىترسيدند مبادا آنها پرواز كنند. اين عبارت در هيچ يك از گونههاى ديگر نقل روايت نيامده است. بند ٦ چنين است. «پيامبر فرمود." كجاست آنكه سؤال را پرسيد؟ آيا او (يا. آن) واقعاً خوب است؟" سه دفعه.» اين عبارت احتمالًا در پى اشاره به اين مطلب است كه اين كلمات آخر سه بار تكرار شده است. بىشك در اين قسمت متن آشفتگىهايى هست. عبارت «آيا او (يا. آن) واقعاً خوب است؟» در چهارمين گروه (: گروه مصرى) هم وجود دارد، امّا پس از بند ٧ آمده كه احتمال بيشترى دارد در محل مناسب خودش باشد. در گروه سوم، دقيقاً همان عبارت بند ٧ وجود دارد كه سه دفعه تكرار شده است و از نظر معنايى هم هماهنگتر است.
گونههاى (ج، ه، ط) گرچه تا حدودى مختلفاند، امّا در برخى ويژگىهاى متنى مشتركند؛ مثل آنچه در بند ٢ است و در آن پيامبر از صيغه عالى بهره مىگيرد و مىفرمايد. «آنچه من بيشتر از هر چيز به خاطر آن براى شما نگرانم، بركت زمين و شكوه دنياست كه خدا براى شما پديد آورده است». امّا ويژگى بيشتر را گونههاى
[١]. ابنسعد، ج ٥، ص ٣٠٧.
[٢].[ اين فاصله ٣٦ سال است.( هارالد موتسكى)].