حديث اسلامى، خاستگاه ها و سير تطور - موتسكى، هارالد - الصفحة ٤٢٤ - ١ متون هجرت
بندهاى ١٠ ج و ١١ ج هر دو حاوى اين پرسشاند كه «آيا مىتوانم همه دارايىام را وصيّت كنم؟» نسخه ١١ با تكيه بر محاوره محمّد [ص] و سعد در پى اين پرسش بسط يافته و دو انگيزه طرح مسأله وصيّت را طرح مىكند. «من ثروت فراوانى دارم» و «دخترم وارث من خواهد بود.» اين [نسخه] و نسخه ١٠ (او تنها يك دختر داشت) از نسخه ٩ دقيقترند؛ چه در اينجا روشن است كه دختر سعد تنها وارث او خواهد بود. البته مشخص نيست كه چرا سعد از وصيّت كل اموالش سؤال كرده، در حالىكه دختر او در بخشى از اين مال، به عنوان سهمالارث، ذىحق بوده است. مىتوان چنين توضيح داد كه اين مطلب گاهى ناپخته در تفصيل مطالب مذكور در نسخههاى ٥، ٦، ٧ و ٨ بوده است. به عبارت ديگر، براى تعيين انگيزهاى براى پرسش از وصيّت (يك دختر) بايد متقابلًا تقليلى در مالِ قابل وصيّت درنظر گرفته شود. خواهيم ديد كه در نسخههاى جهت طولى دوم به اين نكته توجه شده است. انگيزه مذكور براى پرسش از پيامبر باب نقد و بررسى زمينه اين روايت را مىگشايد. آيا اين انگيزه و ديگر عناصر اضافه شده در پى خلق يك چارچوب براى متنى هستند كه زمينه واقعى در آن مبهم باشد؟ به نظر مىرسد چنين است، چنانكه بررسى نسخههاى باقيمانده نشان خواهد داد.
بندهاى ١٠ د و ١١ ه- عملًا نقلهايى يكساناند كه عنصر جديدى را شكل مىدهند. چنانكه در يكى از نسخههاى بعد خواهيم ديد، ظاهراً اين عبارت بر تفسيرى از محاوره ميان محمّد [ص] و سعد استوار شده كه مطابق آن، سعد يا از فرط اشتياق مؤمنانه براى دستگيرى از مردم به جاى وارثانش يا از روى اكراه از گشادهدستى نسبت به خويشان، اين سؤال را پرسيده است. توصيه پيامبر (درباره خويشان) با آموزههاى قرآنى[١] كه به سخاوتمندى نسبت به آنان امر مىكند، هماهنگ است.
بندهاى ١٠ ه- و ١١ د نيز عناصر جديدىاند كه تفسيرى ديگر از اين محاوره عرضه مىكنند كه بر طبق آن، سعد مىپرسد چه مقدار از مالش را مىتواند براى
[١]. سوره بقره: آيه ٢١٥، ٢٧٠؛ سوره نحل، آيه ٩٠.