حديث اسلامى، خاستگاه ها و سير تطور - موتسكى، هارالد - الصفحة ٢٢١ - يكم
مجموعه احاديث به كار مىرود، كتاب (و جمع آن، كتب) است. حال ممكن است كلمه كتاب به اثرى نوشته شده از روى مطالب مكتوب قديمىتر اطلاق شود، يا آنكه به معناى اصطلاحى اصل به كار رود. از همين رو، بسيارى از اصول را گاه با عنوان كتاب نام بردهاند و لذا پاسخ اين پرسش اغلب ممكن نيست كه آيا فلان اثرى كه كتاب نام گرفته، اصل هم بوده است؟ (در واقع برخى مؤلّفان ترجيح مىدهند كه هر اثرى را كتاب بنامند، حتى اگر آن اثر را در منابع ديگر اصل خوانده باشند). تنها وقتى در ترجمه راوى يا محدثى (در يك منبع واحد) گفته باشند كه وى صاحب كتاب و اصل بوده، منطقا مىتوان اطمينان يافت كه كتاب مورد اشاره غير از اصل بوده است.
مسئله دوم اين است كه منابع كهن در باب تعداد اصلها اختلاف نظر دارند. معروفترين عدد ٤٠٠ تاست و از همين جا اصطلاح «الاصول الأربعمئة» ساخته شده است. شايد قديمترين مرجعى كه به اين تعداد اشاره كرده است شيخ مفيد باشد كه از او اين جمله نقل شده است. «اماميه از زمان على تا عصر امام حسن عسكرى ٤٠٠ كتاب با عنوان «اصل» تدوين كردهاند».[١] مشهور است كه اين كتابها را چهارصد تن از اصحاب ائمّه تأليف كردهاند.[٢] امّا به نظر محقّق حلّى (متوفاى ٦٧٦ ق)، عدد ٤٠٠ تنها شمار اصولى را نشان مىدهد كه به قلم شاگردان
[١]. ابنشهر آشوب، معالم العلماء، نجف، ١٣٨٠ ق، ص ٣. نيز نگاه كنيد به: حرّ عاملى، كتاب الايقاظ من الهجعة، تصحيح هاشم رسولى محلّاتى، قم، ١٣٨١ ق، ص ٢٥.
[٢]. شهيد ثانى، شرح رساله دراية الحديث، نجف، بىتا، ص ١٧، منقول در فوائد، ص ٩؛ يوسف البحرانى، الدرر النجفية، تهران، ١٣١ ق، ص ١٩؛ نراقى، مناهج الأحكام والأصول، تهران، ١٢٩ ق، فصل« الإجتهاد والتقليد»، بدون شماره صفحه؛ شيخ بهائى، الرسالة الوجيزة، تهران، ١٣ ق، ص ٨، منقول در فوائد و نراقى، همان جاها؛ مير داماد، همان اثر، ص ٩٨(. المشهور أنّ الأصول أربعمئة مصنَّف لأربعمئة مصنِّف). بر طبق نظر نراقى( همان اثر، فصل التعبد بالخبر الواحد المجرّد عن القرائن)، اين چهار صد تن، همگى اصحاب امام باقر يا امام صادق بودهاند. نيز نگاه كنيد به: مير داماد، همان جا؛ الذريعة، ج ٢، ص ١٢٩ و بعد؛GAS ,I ,٥٢٥ .