حديث اسلامى، خاستگاه ها و سير تطور - موتسكى، هارالد - الصفحة ٥٠٩ - نهادينه سازى جهاد
آنان را مورد بحث قرار مىدهد. اين نخستين كتاب در نوعِ ادبى پارانسيس (
Paraenesis genre
) است كه با عنوان «فضايل الجهاد» شناخته شده است. نكته قابل توجّه آن است كه برخى از احاديث اين كتاب و درون مايههاى آن در آثار بعدى جاى خود را به توپوهايى[١] (مضامينى سنّتى) داده كه حكايتهايى بلند درباره آنها شكل گرفته و به لحاظ ساختارى به قصههاى محلى و داستانهاى عاميانه عرب شباهت دارند. در سدههاى ششم و هفتم قمرى، همزمان با دوران جنگهاى صليبى، اين قصهها شكل نهايى خود را پيدا كردهاند. اين داستانها در اجتماعات و مكانهاى كسب و كار از سوى سخنوران و قصهسرايان زبردست ارائه مىگرديد تا موجب تحريك شور و اشتياق مردم و بسيج نيروهاى مبارزه جديد گردد. بنا بر اين قصهها نقش اسطوره[٢] را ايفا نموده از قالبهاى ادبى محض فراتر مىروند، چرا كه در جهت اهداف مختلفى در سطوح اجتماعى، عقيدتى و جنسيتى به كار گرفته مىشوند.
نهادينهسازى جهاد
مناسب است پيش از پرداختن به تجزيه و تحليل كتاب، سخنى درباره خود اثر و مؤلّف آن ذكر كنم. مؤلّف اين كتاب، عبداللّه بن المبارك (م ١٨١ ق)[٣] محدّثى
[١]
. E. R Curtius, Europaische Literatur und Lateinisches Mittelater, Munchen ٩٦٩١; L. Fischer.
"Topik "
, in: Grundzuge der Literatur- und Sprachwi ssenschaft, Vol. I: Literatur, Munchen ٠٩٩١, ٧٥١- ٤٦١; L. Bornscheuer,
"Topik "
, in: Reallexikon der deutschen Literatu rgeschichte, Vol. IV, Berlin// New York ٤٨٩١, ٤٥٤- ٥٧; for Islamic Literature cf. A. Noth, Qullen kritische Studien, Bonn ٣٧٩١) Cf. now the English Version(.
[٢]. جى. كمپابل در مقاله«The Masks of god » بيان مىدارد:« انسان از طريق اسطورهشناسى به امرى جاويد دست مىيابد.» چرا كه به نظر اس. آوزبند:« اسطورهها به نمايش نظم تأثير مىگذارند. از آنرو كه آنها نمايشگر و دلالتگر مناسب بر نظمِ پذيرفته شدهاند، مىتوان آنها را حقيقى دانست و در نتيجه جامعه به نسبت، اعتقاد بر واقعى بودن آنها دارند.» هر دو عبارت از كتاب زير نقل شدهاند:
S. Ausband Myth and Meaning: Myth and Order, Macron, Georgia ٣٨٩١, ٥.
[٣]. القاضى عياض، ترتيب المدارك، رباط ١٩٦٨، ج ٣، ص ٣٦- ٥١؛ ابنمنظور، مختصر تاريخ دمشق، تحقيق ر. النحّاس، دمشق، ١٩٨٨، ج ١٤، ص ١٣- ٣١؛ الذهبى، تاريخ الاسلام، تحقيق ع. تدمُرى، بيروت، ١٩٩٠، ج ١٩( سال ١٨١- ١٩٠ هجرى)، ص ٢٢٨- ٢٤٨؛ همو: سير أعلام النبلاء، تحقيق ش. أرنائووط، بيروت، ١٩٩٨- ١٩٩٠، ج ٨، ص ٣٣٦- ٣٧١؛ المزّى، تهذيب الكمال، تحقيق ب. ع. معروف. بيروت، ١٩٨٠- ١٩٩٢، ج ١٦، ص ٥- ٢٥؛
F. Sezgin, Geschichte des arabischen Schrifttums, Leiden ٧٦٩١. Vol. I, ٥٩; J. Robson, art.
« ابنالمبارك»,in :El ,Vol .III ,٩٧٨ ;p .Nwyia ,art .« عبدالله بن مبارك»in :EIr Vol .I (٥٨٩١ ),٤٨١ f .
تا جايى كه اطّلاع دارم سه تكنگاشت عربى درباره ابنالمبارك بعنوان الگو و نمونه از او ياد مىكنند. همچنين نك. به مقاله آر. جى. خورى درباره پذيرش كتاب الجهاد در كتاب اصابه اثر ابنحجر العسقلانى كه در مجلIslamica Studia سال ٤٢،( ١٩٧٦)، ص ١١٥- ١٤٦.