حديث اسلامى، خاستگاه ها و سير تطور - موتسكى، هارالد - الصفحة ٤٩٧ - ١٦ ويژگى هاى مشترك نقد حديث نزد محققان مسلمان و غربى اقسام واضعان حديث از نگاه ابن جوزى
١٦: ويژگىهاى مشترك نقد حديث نزد محقّقان مسلمان و غربى اقسام واضعان حديث از نگاه ابنجوزى[١]
نوشته آلبرشت نُت
ترجمه مهرداد عباسى
هر خاورشناسى مىداند كه حديثپژوهى مستقل اسلامى تفاوتهايى اساسى با حديثپژوهى خاورشناسان دارد. اين تفاوتها را مىتوان به عبارتى ساده تقليل داد: عمده توجّه محقّقان اسلامى معطوف به اسناد است در حالى كه موضوع اصلى پژوهشهاى خاورشناسان متن است. اينان تنها زمانى به اسناد توجه مىكنند كه به تعيين تاريخ با توضيح متن (در گستردهترين معناى ممكن آن) كمك كند.
اما اين دو گروه از حديثپژوهان در اين ديدگاه- كه در واقع بنياد كارشان است- مشتركاند كه روايات مربوط با اقوال و افعال پيامبر دستخوش وضع و تحريف قرار گرفتهاند؛[٢] يعنى «وضع حديث» علت العلل ظهور نقد حديث در ميان هر دو گروه است. بالتبع اين واقعيت عينى كه برخى احاديث موضوعهاند، موجب پيدايش روشهاى متفاوت در حديثپژوهى مسلمانان و خاورشناسان نشده است. آن چه به ايجاد اين دو روش انجاميده، صرفاً ارزيابى متفاوت محقّقان اسلامى، از يكسو و
[١]. اين مقاله ترجمهاى است از:
Albrecht Noth," Common Features of Muslim and Western IadDth Criticism: Ibn al- JawzDs Categories of IadDth Forgers", in Harald Motzki) ed.(, IadDth: Origins and Developments,) Aldershot, ٤٠٠٢(, pp. ٩٠٣- ٦١٣.
[٢]. با آنكه گلدتسيهر و ديگران كاملًا روشن ساختهاند كه علم الحديث اسلامى، درست همانند مطالعات خاورشناختى، وضع حديث را عاملى مهم در تمامى جنبهها به حساب مىآورد، به نظر مىرسد اين نكته در ميان خاورشناسان نه جايگاهى شايسته و نه در واقع كسى از آن بهرهاى برده است.