حديث اسلامى، خاستگاه ها و سير تطور - موتسكى، هارالد - الصفحة ٣٣٣ - ١٠ برخى شيوه هاى تحليل إسناد با تكيه بر رواياتى با مضمون تحقيرآميز درباره زن
با اينكه شبكه ٤ فقط دوpcl از شاگردانcl ( عوف و مسلم) داشت، شبكه ٥ طريق منفرد أيوب را با شاگردانش عبدالوارث و اسماعيل بن عُلَيَّة كه اين دو نيز به نوبه خودpcl هستند، به گونهاى تقويت كرده است كه اكنون آن هم طريقىpcl دار است. به همين ترتيب طريق منفرد سعيد بن أبى عَروبَة در ٤، چنانكه در ٥ ديده مىشود،pcl دار شده است. افزون بر اينها، سه طريقpcl دار جديد وارد شبكه شدهاند، يكى از طريق أبو الأشهَب حمّاد بن نَجيح و ديگرى به واسطه صَخر بن جُوَيريّةَ، به علاوه، در حالى كه مسلم هيچ طريقى با إسناد عمران براى اين روايت نداشت، حال او نيز مشتاقانه با چهار طريق از ابن عباس در انتشار اين روايت سهم يافته است. و در حالى كه با حضور طرق إسناد داده شده به ابن عباس، بر أسانيد اين روايت نيز در بخارى افزوده نشده، طيالسى سه طريق اضافه و نسائى چهار طريق افزونتر ارائه كردهاند. كمى جلوتر خواهيم ديد، ابن حنبل هم كه در ظاهر علاقه چندانى به افزودن طرق خود نشان نمىدهد، به جز دو طريق اضافى از ابن عباس، برگهاى برنده بيشترى در آستين دارد.
ترسيم جداگانه نمودارهاى ٤ و ٥ اين امكان را فراهم ساخت كه در يك نظر ببينيم كدام طريق از اين صحابى و كدام يك از صحابى ديگر مىگذرد. هر طريقى كه در ٤ رسم نشده، از ابن عباس مىگذرد. امّا چنانكه پيشتر تلويحا گفتم، نشر قول أبو رجاء موجب گرديده كه چند طريق، اين بار با دور زدنcl و «شيرجه رفتن به زير طبقهcl »[١]- كه من به عنوان اصطلاحى تخصصى تعريف مىكنم- پديد آيد. منظور من پس از تحليل نمودار ٦ روشن خواهد شد، نمودارى كه همه طرق نمودارهاى ٤ و ٥، به همراه سه طريق منفرد ديگر را يك جا به نمايش مىگذارد. مىتوانيم عامل پيدايش اين سه طريق اخير را صرفاً ابن حنبل بدانيم، زيرا تنها در مسند او يافت مىشوند؛ اين سه طريق عبارتند از.
١. طريقى كه على الظاهر از طيالسى (با اينكه با كمال تعجب در مسند طيالسى نيست!)) الضحاك بن يسار) أبو العَلاء يزيد بن عبد اللّه) برادرش مُطَرِّف بن عبد اللّه بن الشَخّير) عِمران بن حسين) پيامبر مىگذرد.[٢]
[١].diving under the cl's level .
[٢]. مسند، ج ٤، ص ٤٤٣؛ بسيارى الضحاك را ضعيف دانستهاند، ابنحجر، لسان، ج ٣، ص ٢٠١؛ ابوالعلاء عبداللّه بن يزيد بن الشّخير از جمله تابعين معمَّرى است كه گفته شده پيامبر را ديده و حدود ١١٠/ ٧٢٨ درگذشته است.