حديث اسلامى، خاستگاه ها و سير تطور - موتسكى، هارالد - الصفحة ٣٣١ - ١٠ برخى شيوه هاى تحليل إسناد با تكيه بر رواياتى با مضمون تحقيرآميز درباره زن
تحليل
طبق اين شبكه، أبو رجاء روايت را براى شش نفر نقل كرده است كه از ميان آنان فقط دو نفر، سلم بن زَرير و عوف بن عبد جميله مىتوانندpcl تلقى شوند، فعلًا تنها بر اساس اين شبكه، مىتوانيم بگوييم تاريخى بودن انتساب روايت فوق الذكر به أبو رجاء ظاهراً صحيح است. البته به جاى خود خواهيم ديد كه شبكه دومى متشكل از طرق منفرد وpcl دارد كه دقيقاً سند همين متن قرار گرفتهاند، اين بار نه از ابو رجاء عن عمران بن حسين، بلكه از طريق صحابى ديگر، عبد اللّه بن عباس، ظهور اين روايت در جوامع حديثى را به تصوير مىكشد. اين باور كه طريق ابن عباس (در نمودار ٥) متعلق به زمانى متأخّر از طريق عمران است، از ايدهاى كلى حاصل شده است كه در گذشته ضمن بررسى موارد متعددى از شبكههاى اسناد بدان رسيدهام. اين مطلب به كرّات ديده شده كه طرق جايگزينى با انتساب به يكى از صحابه- كه از صحابى موجود در طريق فعلى جوانتر است- رواج يافتهاند. اين موضوع مستند به مقايسه دقيقى است كه ميان متون روايات با طرق مرتبط به هم، صورت رفته است. متونى كه ذيل نام صحابى جوانتر مىآيند، غالباً اندكى مفصلتر، و همراه با آب و تاب بيشتر، اضافات، توضيحات مندرج در متن و چيزهايى از اين قبيلاند، در حالى كه متونى كه به صحابى مسنّتر اسناد مىشوند، اكثراً مجمل، مختصر و چنان فشردهاند كه به آن توضيحات و اضافات نياز دارند. نتيجه واضح است: هر چه متن مفصلتر باشد، احتمالًا متأخّرتر رايج شده است. بىترديد در مورد فعلى، متونى كه به عمران و ابن عباس نسبت داده شده، تقريباً عين هم هستند ولى از آنجا كه عمران- يقيناً چهرهاى تاريخى و از جمله صحابهاى است كه براى آموزش سلوك اسلامى به بصره فرستاده شد[١]- از آنجا كه اين عمران در ٥٩/ ٦٧٢ يا يكسال بعد درگذشته است و چون ابن عباس بين ٦٨/ ٦٨٩ و ٧٠/ ٦٨٩ از دنيا رفته، به گمان من طرقى كه در نمودار ٥ ترسيم شده، بايد به دورههاى بعد مربوط باشد؛ اين محتملترين روش به وجود آمدن اين طرق است[٢]، گرچه من قادر به اثبات آن نيستم. با مقايسه نمودار ٤ و ٥ (ر ك. مزّى، ج ٥، ش ٦٣١٧) نتايج مهم زير به دست مىآيد:
[١]. ر ك. طبرى، تاريخ، چاپ دخويه، ج ١، ص ٢٥٣١؛ ابنحجر، اصابة، چاپ بجاوى، ج ٤، ص ٧٠٥ به بعد.
[٢]. هر چند مىتوان ديد كه گهگاه طرق منفردى از أبوهريرة( متوفى ٥٧/ ٦٧٧) رواج يافتهاند تا به عنوان وزنه تعادل طرق صحابهاى عمل كنند كه ديرتر درگذشتهاند؛ مثل طرق عبداللّه بن عمر( متوفى ٧٣/ ٦٩٢).