حديث اسلامى، خاستگاه ها و سير تطور - موتسكى، هارالد - الصفحة ٢٧٥ - ٧ قدمت و خاستگاه إسناد
نسخه اصلى آن كم شده است. با تمام اين احوال، اين زيان آن اندازه كه غالباً مىپندارند، بزرگ نيست.[١] ابن هشام همواره صريحاً به ميزان تغييرات خود اشاره مىكند و اضافات و الحاقاتش را نشان مىدهد. وى تمام حذفها را بر عهده مىگيرد و در عين حال به بيان مبانى و اصولى مىپردازد كه براساس آنها به اين حذفها دست زده است.[٢] بيفزاييم كه بخشى از عبارات مفقوده ابن اسحاق در تاريخ طبرى و جاهاى ديگر محفوظ مانده است. منقولات ابن اسحاق در اين آثار مىتواند ما را در ارزيابى روشهاى ابن هشام كمك رساند. لذا مىتوانيم چند و چون نوشته ابن اسحاق را در صورت اصلىاش تصور كنيم، و رويكرد او را در امر إسناد مشخص سازيم. در بسيارى مواضع، ابن اسحاق بدون هر گونه توضيحى راجع به منبع خود، عبور مىكند و در فقرات زيادى، منبع خبر او صرفاً تعابيرى كلى است.[٣] معذلك شمار فقراتى كه در آنها، راويان ابن اسحاق به نام ذكر شدهاند، قابل توجه است. اين تعداد مطمئنا بيش از آن است كه وُستِنفِلد در فهرست خود گرد آورده، گو اينكه فيشر قبلًا نقصان مطلب وى را به نقد كشيده است.[٤]
در آن دسته رواياتى كه مكتوب باقى مانده است، ابن اسحاق بدون هيچ ارجاعى به اصل و مبدأ روايت، نقل قول مىكند؛ و از ميان شمار فراوان ابياتى كه وى ذكر مىكند، عملًا تنها اندكى را به ناقلانش نسبت مىدهد.[٥] تصور اين كه ابن اسحاق اين اسناد را جعلى مىدانسته، نادرست است، امّا شايد بتوان فرض كرد كه نگرش او در
[١]
. E. g. by Lammens, Le berceau de L Islam, vii, n, l.
[٢]
. Ibn HishAm, SDrat RasUl AllAh, ed. Ferdinand WUstenfeld) Gottingen, ٨٥٨١- ٠٦(, I. l, ٤, ٥- ١١.
ابنهشام، سيره رسول الله، تصحيح فرديناند وُستفِلد( گوتينگن، ١٨٥٨- ١٨٦٠)، ج ١، جزء ١، ص ٤، ٥- ١١.
[٣]. با عباراتى نظير قالوا، ذُكروا، ذُكرَ لى، كَما ذَكرَ لى بعضُ أهلِ العلم، فيما يذكرون، فيما يزعُمون، زعموا، حدَّثنى من أثِقُ به، حدّثنى من لا أتّهم، حدّثنى من شئت من رجال قومى.
[٤].August Fischer ,"neue AUszUge aus a ئ- إahbI und Ibn an -Na تتعr ,"ZDMG ٤٤ (٠٩٨١ ),١٠٤ -٤٤ .
[٥]. فى المثل ابنهشام، ج ١، جزء ١، ص ١٠٨.