حديث اسلامى، خاستگاه ها و سير تطور - موتسكى، هارالد - الصفحة ٢٧٧ - ٧ قدمت و خاستگاه إسناد
برجسته شده است، مهم نمينمايد. بخارى گاه عباراتى چون حدّثنى بعض إخواننا،[١] يا حدّثنى الثّقة[٢] را به كار مىبرد و احمد بن حنبل از اين كه منابعش را با تعابيرى چون رجلٌ من المهاجرين، رجلٌ لم يُسَمَّ يا رجالٌ يتحدّثون[٣] نام برد، تحاشى ندارد. به علاوه، برخلاف تصور كايتانى، استفاده از إسناد گروهى كه در آن، اسامى همه راويان كه قصه در اصل واحدى را نقل كردهاند، در آغاز داستان قرار داده شده است، ويژگى سبك ابن اسحاق نيست. نمونههاى اين امر را هم در صحيح بخارى[٤] و هم در مُسند أحمد بن حنبل[٥] مىبينيم. همين وضعيت در باب ارجاع به منابع مكتوب نيز صادق است:[٦] نمونههاى چنين ارجاعى در صحيح بخارى و در مُسند أحمد بن حنبل آمده است.[٧]
درست است كه ابن اسحاق اسناد را به كار مىبرد (و البته هر جا از آن استفاده مىكند، آن را اساساً به صورت معمول در جوامع حديثى معروف به كار مىبرد)، امّا بايد به خاطر داشت كه شمار خلاف قاعدهها و اشتباهات وى بسيار بيشتر [از مدوّنان كتب حديثى] است. با اين همه، ابن اسحاق به هيچ وجه نخستين فردى نيست كه از إسناد بهره مىبرد. به جز موسى بن عقبة[٨] (كه فقط كمى جوانتر از
[١]. البخارى، الجامع الصحيح، تصحيح لودوف كرل و ت. و. ينبُل( لايدن، ١٨٦٢- ١٩٠٨)، أذان، ش ٧.
[٢]. همان، نكاح، ش ١٢٣.
[٣]
. Martin Hartmann," Die Tradenten erster Schicht im Musnad des AImad ibn Ianbal," in MSOS ٩) ٦٠٩١(,] ٧٦١[.
[٤]. شهادة، ش ٢؛ إفك، ش ١؛ شروط، ش ١٥؛ جهاد، ش ٦٦؛ مَغازى، ش ٣٦؛ تفسير، ذيل سوره نور؛ أيمان، ش ١٧؛ إعتصام، ش ٢٦؛ توحيد، ش ٣٥ و ٥٧؛ به جز دو مورد، بقيّه فقرات حاوى بخشهايى از حديث الإفكاند كه خود حديثى داستانى و نقلى است.
[٥]
. Ignaz Goldziher," Neue Materialien zur Litterature des Uberlieferung swesens bei den MuIamme danern", ZDMG ٠٥) ٦٩٨١(, ٤٧٤,
كه آن هم در باب حديث إءفك است.
[٦].Caetani ,Annali ,I ,٤٣ , ص٤١ ,n .٤ (Introdu zione ).
[٧]. البخارى، أذان، ش ١٥٣؛ جمعه، ش ١١؛ زكات، ش ٥٣؛ حج، ش ١١٠؛ طب، ش ٢٦. در باب أحمد بن حنبل نك. همان مقاله از گلدتسيهر:
. ٤٧٥", neilairetaM eueN", rehizdloG zangI
[٨]
. Edward Sachau," Das Berliner Fragment des MUsA ibn Ukba. Ein Beitrag zur Kenntniss der altesten arabischen Geschich tsliteratur", Sitzungsb erichte der Koniglichen Preus sischen Akademie der Wissen schaften zu Berlin, ٤٠٩١, no. ٩, ٥٤٤- ٠٧.
از سوى ديگر، وهب بن مُنَبِّه در مخطوط بازمانده از وى در هايدلبرگ، هيچگاه به رجال و سند خود اشاره نمىكند. نك.:
C. H. Becker, Papyri Schott- Reinhardt) Heidelberg, ٦٠٩١(, I, ٨- ٩.