حديث اسلامى، خاستگاه ها و سير تطور - موتسكى، هارالد - الصفحة ١٣٥ - ٣ يادداشت هايى با رويكردى نو در باب سنت اسلامى
از مؤمنانى اشاره داشته باشد كه پيش از مسلمانانى مىزيستهاند كه روى سخن مفسران با آنان است، يعنى همان مؤمنان نسل اول؛ ٤- همه جوامع مذهبى پيشين كه پيامبران، يعنى آدم، نوح، ابراهيم، موسى و مسيح آنها را بنا نهادند- چون سراسر تاريخ بشر گذشته براى يك مفسر موحد كارساز است.
ابو هريره: عاشورا يادآور روزى است كه كشتى نوح سرانجام آرام گرفت. روزه عاشورا را نوح براى شكرگزارى مرسوم كرد.[١]
همه اين تفاسير محصول تركيبى از حدسيّات و پيشداورىهاست. مشخص است كه اين آميزه تا چه اندازه بر تحصيل نتايج فوق كارگر بوده است.
دستهاى از احاديث، صرفاً بدين جهت مطرح شدهاند كه وجود هر گونه پيوند بين اين ادعا كه محمّد] ص [در سنّت خود روزهاى را مقرر كرد، و عمل يهود مدينه به چنين روزهاى را نفى كنند. امروزه، طبق باور سنّتى مسلمانان، از بين دو مركزى كه پيامبر رسالتش را در آنها به انجام رساند، مدينه صحنه تجلى نقش «تشريعى» پيامبر و قرآن، و مكّه عرصه تبليغ «توحيد» آخرت گواراى قرآن بوده است. از اين رو «تشريع» اسلامى به طور خودكار با دوران فعاليت پيامبر در مدينه پيوند خورده است. ذكر نام مدينه، دانشمندان اعم از مسلمان و غير مسلمان را به ياد يهود مىاندازد و آنها را بر آن مىدارد كه يهود را مصداق «الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ» و روزهاى را كه در آيه «كُتِبَ عَلَيْكُمُ الصِّيامُ كَما كُتِبَ عَلَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ» آمده است، روزه عاشورا تعيين كنند.
اشاره آيه به وجوب، يعنى تشريع يك روزه، مشخص مىكند مكان نزول آيه در مدينه بوده است. در عين حال، چنين پنداشته شده كه عبارت «الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ» به گروهى قابل شناسايى اشاره دارد. از ميان حدسيات متعدد، يكى هم، عبارت را به يهود بازگردانده است. اين حدسها متقابلًا مؤيد يكديگر بوده و پرسشهايى در زمينه آداب روزه يهود و در نتيجه ذكر نام عاشورا در احاديث تفسيرى را در پى داشتهاند.
[١]. ابوالعباس احمد بن محمد القسطلانى، ارشاد السارى، ١٠ جلد، بولاق، ١٣٠٥ ق، ج ٣، ص ٤٢٢.