حديث اسلامى، خاستگاه ها و سير تطور - موتسكى، هارالد - الصفحة ٢٠ - ١ ١ مبادى مطالعات حديثى جديد
زمينه به ديده اعجاب مينگريستند،[١] امّا جملگى اتفاق نظر داشتند كه شيوه نقد حديث در ميان مسلمانان به قدر كافى سختگيرانه نبوده و تنها نتيجه آن پيدايش مجموعههايى از احاديث با درجههاى مختلف وثاقت [موثق، حسن و ضعيف] بوده است. اگر بنا به تصور رايج، پديده جعل حديث به فاصله كوتاهى پس از رحلت پيامبر آغاز شده باشد، ديگر شناخت روايات جعلى تنها از طريق بررسى اتصال اسانيد و وثاقت ناقلانشان ميسر نخواهد بود. به علاوه مصونيت گروهى صحابه از نقد و نيز خوددارى محدّثان از بررسىهاى عقلانى- كه محتواى احاديث را فارغ از باورهاى مذهبى تحليل كند- مانع از پيدايش روشى نتيجهبخش در نقد حديث گرديد.[٢] نتيجتاً نخستين نسل از حديثپژوهان غربى شمار احاديث صحيح موجود در باصطلاح «جوامع صحيحه» را بسيار كمتر از علماى اسلامى برآورد مىكردند. از وايل، ميور و دوزى گرفته كه حداكثر نيمى از احاديث را اصيل مىدانستند، تا فُن كرِمِر كه تنها چند صد تا را واقعى مىشمرد.[٣] از اين رو، اينان اظهار مىداشتند كه وظيفه نقد حديث در دوره جديد آن است كه اندك احاديث صحيح را از ميان هزاران مورد جعلى جدا كند،[٤] امّا اغلب خودشان اين امر را پى نگرفتند و روشى براى دستيابى به اين هدف پيش ننهادند.[٥]
در اولين مطالعات غربى انتشار يافته ميان ١٨٥٠ تا ١٨٧٥، پرسشهاى اصلى كه تحقيقات جديد تا روزگار حاضر را نيز به خود مشغول كرده، پرسشهاى قديمى بودند. كى، چگونه و چرا اين نوع خاص از احاديث پديد آمد؟ چگونه انتقال يافتند؟ ميزان وثاقت آنها چه اندازه است؟ تا چه اندازه و از چه راهى مىتوان
[١]
. Dozy, Islamisme, ٢٨; Muir, The Life of Mahomet, xlii- xlv.
[٢]
. William Muir, The Life of Mahomet, xliv- lii; Dozy, Islamisme, ١٨- ٢٨.
[٣]
. William Muir, The Life of Mahomet, xliii; Dozy, Islamisme, ٢٨; von Kremer, Geschichte der herrsc henden Ideen, ٢٤١.
[٤]
. William Muir, The life of Mahomet, lii; Dozy, Islamisme, ٢٨; von Kremer, Geschichte der herrsc henden Ideen, ٦٣١, ٢٤١.
[٥]. تنها مورد استنثا، ويليام ميور است. وى به بحث از ملاكهايى پرداخته كه مىتواند در نقد تاريخى حديث به كار آيد. نگاه كنيد به:
William Muir, The Life of Mahomet, liii- ١ xxxvii.