حديث اسلامى، خاستگاه ها و سير تطور - موتسكى، هارالد - الصفحة ٢٢ - ٢ ١ خاستگاه و ارزش تاريخى
روايات را فراهم آوردند كه نسلهاى بعدى آن را غنا بخشيدند. امّا وى در اين امر ترديد مىكند كه بتوان در باب «بدنه اوّليّه و اصلى احاديث» داورى قطعى و مطمئنى كرد.[١] نتيجهگيرى نهايى گلدتسيهر اين بود كه حديث را نمىتوان چونان منبعى تاريخى در شناخت تاريخ صدر اسلام، يعنى زمان پيامبر و صحابه به كار گرفت. حديث تنها در شناخت مراحل بعدى گسترش اسلام به كار مىآيد، چرا كه بخش اعظم احاديث در اين دوره شكل گرفته است.[٢] بنا بر اين، اهداف پژوهش گلدتسيهر به كلى متفاوت از ديگر محقّقان بود كه مىكوشيدند سيره تاريخى پيامبر را بازسازى كنند. او به دنبال روايات صحيح نمىگشت، بلكه در جستجوى مجعولات بود. به عبارت كلىتر، گلدتسيهر بيشتر به بررسى رواياتى علاقمند بود كه مسائل و مشكلات دوران پس از پيامبر را منعكس كند.[٣] از نظر او روايات، منابع تاريخى به شمار مىآيند، امّا نه براى شناخت دورهاى كه وانمود مىكنند به آن دوره متعلقاند، بلكه فقط و فقط به كار شناخت زمانهاى متأخّرى مىخورند كه در آن زمان پديد آمدهاند.
گلدتسيهر علل جعل و تحريف حديث را- كه ميور و ديگران فرضيه و احتمال آن را مطرح كرده بودند- با ذكر مثالهاى فراوانى از منابع متعدد تبيين مىكرد. فى المثل وى نشان مىداد كه اختلاف ميان حاكمان اموى و عالمان «متقى» سبب توليد رواياتى شد كه اين دسته از عالمان با آنها دنياى مذهبى خود را مىساختند و آن را به پيامبر و خلفاى راشدين نسبت مىدادند (retrojected) . حاكمان اموى در واكنش به اين مخالفتها، با همين شيوه به مقابله پرداختند و سياستهاى خود را به كمك احاديثى مشروعيت بخشيدند كه عالمان طرفدارشان به
[١]
. Ignaz Goldziher, Muhammed anische Studien) Halle, ٩٨٨١- ٠٩(, II, ٥; English translation: Muslim Studies, ed. S. M. Stern, trans. C. R. Barber and S. M. Stern) Chicago, ٧٦٨١- ١٧(, II, ٨١ ٩١.
اين نظر پيشتر عقيده لوت بوده است. نگاه كنيد به:Otto Loth ,"Ursprung ",٥٩٥
[٢]
. Ignaz Goldziher, Muhammed anische Studien, II, ٥)/ Muslim, II, ٩١(.
[٣]
. See also Ignaz Goldziher, Vorlesungen aber den Islam) Heidelberg, ٠١٩١(, ٣٤; English translation: Introduction to Islamic Theology and Law, trans. Andras and Ruth Hamori) Princeton, ١٨٩١(, ٠٤.