حديث اسلامى، خاستگاه ها و سير تطور - موتسكى، هارالد - الصفحة ٢٤ - ٢ ١ خاستگاه و ارزش تاريخى
محقّقان بعدى تفسيرهاى متفاوتى از نتايج كار وى به دست دادهاند. برخى پنداشتهاند وى ديدگاه آنان مبنى بر عدم اصالت و وثاقت مجموعه احاديث متداول در قرن سوم هجرى را تأييد مىكند. امّا همينان در ادامه كار خود مىپنداشتند كه در اصل احاديث صحيح يا رواياتى با ريشه تاريخى صحيح وجود داشته كه كشف اين دسته از روايات وظيفه دانشمندان تاريخ است.[١] ديگران موضعى افراطىتر برگرفتند و از مطالعات گلدتسيهر اين مبناى روششناختى را استنتاج كردند كه حديث را به طور كلى بايد ساختگى دانست، بدين معنا كه حديث دقيقاً به همان مرجعى كه بدان منتسب است، باز نمىگردد.[٢]
برداشتهاى متفاوت از مطالعات گلدتسيهر به طور خاص نتيجه تناقضات درونى در كار وى بود. از يك سو، وى ادعا مىكرد كه در باب مجموعه اصلى احاديث منقول از پيامبر و صحابه هيچ سخنى با قطع و يقين نمىتوان گفت و اينكه قسمت عمده روايات منتسب به ايشان صرفاً بازتابى از تحولات مذهبى، سياسى و اجتماعى است كه مشخصه روشن دو قرن نخست پس از اسلام بوده
[١]
. See, for instance, Theodor Noldeke," Zur tendenziosen Gestaltung der Urgesc hichte des Islams", Zeitschrift der Deutschen Morgenla ndischen Gesell schaft ٢٥) ٨٩٨١(, ٦١- ٣٣; Carl Heinrich Becker, Islamstudien. Vom Werden und Wesen der islamischen Welt) Leipzig, ٤٢٩١- ٢٣(, I, ١٢٥- ٢٢.
اين رأى چندان متفاوت از ديدگاه نقد حديث در ميان علماى اسلامى در دورههاى قديم نيست. تفاوت تنها در روشى است كه هر يك به كار مىبرند.
[٢]
. E. g. Friedrich Schwally," Die muhammed anischen Quellen und die neuere christliche Forchung Uber den Ursprung der Offenb arungen und die Entstehung des QorAnb uches", in Theodor Noldeke, Geschichte des QurAns, ٢ nd ed. by Friedrich Schwally, Gotthelf Bergsr asser, and Otto Pretzl) Leipzig, ٩٠٩١- ٨٣(, II, ٦٤١:
« اصل اولى در هر حديث فقهى آن است كه آن را مجعول بدانيم، مگر آنكه خلافش اثبات شود»( تئودور نُلدكه، تاريخ قرآن، بازنگارى فريدريش شوالى، ج ٢، ص ١٤٦). با اين حال، شوالى اين قاعده را منحصر به حديث فقهى دانسته است.