حديث اسلامى، خاستگاه ها و سير تطور - موتسكى، هارالد - الصفحة ٢٢٣ - يكم
ابو جعفر طوسى (متوفاى ٤٦٠ ق)، در كتاب الرجال[١] خود، و هم تمام متون رجالى بعدى كه به كار شيخ طوسى نظر داشتهاند، از آن بهره بردهاند. اكنون به احتمال قريب به يقين مىتوان گفت كه تمامى شاگردان امام صادق اصل ننوشتهاند؛[٢] امّا تعجبى نيست كه برخى از دانشمندان به تمام اصحاب امام صادق كه ابن عقده نام برده است، يك اصل نسبت دهند و بدين سان شمار اصول را به رقم ٤٠٠٠ برسانند.[٣]
هويت مؤلّفان اصول همچون موضوع تعداد آنها محل بحث و اختلاف است. همچنان كه در ادامه مقاله خواهيم ديد، از منابع موجود امروزه تعداد بسيار كمترى از ٤٠٠ نام به دست مىآيد. در گذشته فهرستهايى تنها براى گردآورى و ثبت اسامى مؤلّفان اصول تدوين شده بوده، امّا متن كامل و اصلى آنها به دست ما نرسيده
[١]. طوسى، رجال، نجف، ١٣٨١ ق، ص ٢. فهرست اصحاب امام صادق( در رجال شيخ طوسى، ص ١٤٢- ٣٤٢)، با آنكه بسيار چشمگير است، ٧٧٧ نام كمتر از چهار هزار نفر دارد. اين امر نورى طبرسى را در مستدرك الوسائل( ج ٣، ص ٧٧٢) واداشته است براى يافتن پاسخى براى آن كوشش فراوان كند.
[٢]. فى المثل ابنشهر آشوب( در همان جا)، نام غير شيعيانى چون ابوحنيفه و مالك را نيز در شمار اين چهار هزار نفر مىآورد.
[٣]. تنكابنى( قصص العلماء، بىجا، ١٣٠٤ ق، ص ١٥٦) از وجود چهار هزار( يا حتى شش هزار) اصل سخن مىگويد.