حديث اسلامى، خاستگاه ها و سير تطور - موتسكى، هارالد - الصفحة ٣٣٧ - ١٠ برخى شيوه هاى تحليل إسناد با تكيه بر رواياتى با مضمون تحقيرآميز درباره زن
همچنين به همين دسته، تعداد زيادى از احاديث نبوى ملحق مىشود كه شبكه اسناد آنهاcl / مبدع دارد، ولى در كنار طريق منفرد آنها تا پيامبر، يك يا گاهى تعداد قابل توجهى طرق منفرد ديگر هست كه به زير طبقه آنcl «شيرجه» زدهاند؛ تاريخگذارى نسبى اين «طرق شيرجهاى» مىتواند به صورت زير بيان شود:
أ) «طرق شيرجهاى» كه به يك تابعى متقدم ختم مىشوند، بايد قديمىترين آنها لحاظ شوند، امّا احتمالًا پيدايش آنها خيلى متأخّرتر از طرقى است كه «شيرجه» نمىزنند، بلكه بهcl ختم مىشوند.
ب) «طرق شيرجهاى» كه به يك صحابى ختم مىشوند، باز بايد متأخّرتر از موارد مذكور در الف در نظر گرفته شوند.
ج) طرقى كه زير طبقهcl «شيرجه» مىزنند و به پيامبر منتهى مىشوند، بايد متأخّرترين اين طرق محسوب شوند.
با كامل شدن تحليل شبكههاى اسنادى كه در نمودارهاى ٤، ٥ و ٦ عرضه شدهاند، دوباره توجه خود را به متون آنها معطوف مىكنيم. روايتى كه مىگويد اكثر زنان على الظاهر به جهنم خواهند رفت. به نظر من، اين روايت با توجه به مبدع غيرقابل ترديد آن، بايد زمانى بين دهه ٨٠/ ٧٠٠، دورهاى كه نخستين إسنادها در سنّت اسلامى شكل گرفتهاند، و ١٠٧/ ٧٢٥ يا ١٠٩/ ٧٢٧، سال درگذشت ابو رجاء، به وجود آمده باشد. من مدعى نيستم كه اين روايت به زمانى پيش از اين ايستگاه آغازين كه در اينجا طرح شده، بر نمىگردد، زيرا آن طور كه مىدانم ممكن است اين مطلب ملهم از گفتهاى باشد كه چندين دهه قبل و شايد زمان پيامبر، بر زبان كسى جارى شده است؛ آنچه من در اينجا بر آن تأكيد دارم اين است كه، بر مبناى اطّلاعات إسنادى كه در اين مورد كنار هم قرار گرفتهاند، همه شواهد بر تاريخ پيدايش پيشنهادى دلالت دارند.
امّا روايات متأخّرتر ديگرى نيز هستند كه در آنها بر مضمون غلبه داشتن تعداد زنان بر مردان در جهنم تأكيد شده است و البته براى هر يك از آنها مىتوان يكcl مشخص كرد كه احتمالًا عامل انتشار آن بوده است.