حديث اسلامى، خاستگاه ها و سير تطور - موتسكى، هارالد - الصفحة ٣٣٦ - ١٠ برخى شيوه هاى تحليل إسناد با تكيه بر رواياتى با مضمون تحقيرآميز درباره زن
به بيان سادهتر، هر چه «شيرجه» به زيرcl عميقتر باشد، زمان پيدايش آن طريق متأخّرتر است.
افزون بر اين، بايد اذعان كرد كه نظريه من درباره تاريخگذارى متوالى انواع مختلف «طرق شيرجهاى» با تاريخگذارى نسبى پيشنهادى شاخت- كه در آن، رواياتى كه به تابعين ختم مىشوند قديمىتر از رواياتى هستند كه منتهى به صحابه مىشوند، چنانكه آنها هم به نوبه خود بر روايات نبوى تقدّم دارند- مشابهت دارد، با اينكه اين تاريخگذارىهاى مشابه متعلق به دورههاى متفاوتى از تطوّر حديثاند كه تقريباً يكصد سال از هم فاصله دارند.
به عبارت ديگر، به منظور تاريخگذارى صرف با روش شاخت كه با يافتههاى من نيز تأييد مىشود، طبقهبندى ذيل از روايات به دست مىآيد:
١. رواياتى كه أسانيد به يك تابعى منتهى مىشود كه خود آن تابعى يا يكى از شاگردانشcl / مبدع آن بودهاند، به شرطى كه چندين إسناد در يك شبكه گرد هم آمده و آنcl را مشخص كنند.
٢. رواياتى كه أسانيدشان به يك صحابى ختم مىشود كه به ندرت خود او[١] و عمدتا شاگرد ادعايى او (يك تابعى) يا شخصى متأخّر از اين دو- كه در طريق منفردى كه در شبكه اسناد از صحابى تا وى بالا كشيده شده-cl / مبدع بودهاند، باز هم چنانچه طرق متعددى در آن شبكه جمع شده و آنcl را تعيين كنند.
٣. رواياتى كه أسانيدشان با پيامبر پايان مىيابد، به همراه طريقى منفرد كه از پيامبر تاcl / مبدع كشيده شده و به يكى از طبقات تابعين يا طبقه بعدى ايشان منتهى مىشود، وقتى كه تعداد كافى طريق براى تشكيل يك شبكه در دست باشد كهcl را نشانه رفته باشند.
[١]. گاهى با مجموعهاى از روايات مواجه مىشويم كه همگى به أنس بن مالك صحابى( متوفى حدود ٩٣/ ٧١٢) برمىگردند؛ رواياتى كه احتمالًا از آن او باشند ولو اينكه نخواهيم براى اين واقعيت درباره او اهمّيّت قائل شويم كه وى از زمان هجرت به بعد صحابى خاص و همدم پيامبر بوده است.