حديث اسلامى، خاستگاه ها و سير تطور - موتسكى، هارالد - الصفحة ٣٣٨ - ١٠ برخى شيوه هاى تحليل إسناد با تكيه بر رواياتى با مضمون تحقيرآميز درباره زن
يك مورد كه در فوق به اجمال اشاره شد، از اين قرار است: سليمان التيمى،cl روايت فتنه كه پيش از اين بررسى شد، در مقامcl در شبكهاى مشابه نيز ديده مىشود كه به اسامة بن زيد ختم شده و حاوى طرق روايتى منسوب به پيامبر است: « (در خواب) در مقابل باب بهشت ايستاده بودم و (ديدم كه) اكثر كسانى كه از آن مىگذشتند، فقرا بودند ... و در برابر باب جهنم ايستاده بودم و (ديدم كه) غالب كسانى كه از آن مىگذشتند، زنان بودند» (ر ك. مزّى، ج ١، ش ١٠٠[١]). مىتوان چنين فرض كرد كه سليمان اين روايت را بر اساس روايت أبو رجاء، با اينكه عبارت اندكى متفاوت است.
cl
هاى ديگرى كه مىتوان عامل انتشار روايات منسوب به پيامبر با فحواى مشابه دانست، عبارتند از: شُعبة، شخصيت كليدى روايات بصرى (متوفى ١٦٠/ ٧٧٧)، با طريقى منفرد كه باز هم به عمران بن حسين صحابى باز مىگردد، اين عبارت را دارد: «كوچكترين گروه از ساكنان بهشت، گروه زنان است» (ر ك، مزى، ج ٨، ش ١٠٨٥٤).[٢] حمّاد بن سلمة،cl معروف بصرى (متوفى ١٦٧/ ٧٨٣)، با طريق منفردى كه به عمرو بن العاص بر مىگردد، پديد آورنده مناسبى براى اين روايت منسوب به پيامبر است. «هيچ زنى وارد بهشت نمىشود، مگر آنان كه شبيه اين كلاغ سفيد باشند» (ر ك. مزّى، ج ٨، ش ١٠٧٤٢).[٣]
[١]. بخارى، ج ٣، ص ٤٤٥( يك طريق)، مسلم، ج ٤، ص ٢٠٩٦( پنج طريق)؛ نسائى با دو طريق كه فقط در اثر تاكنون نايافته او، السنن الكبرى است؛ ابنحنبل، ج ٥، ص ٢٠٥ و ٢٠٩؛ عبدالرزاق، ج ١١، شماره ٢٠٦١١.
[٢]. مسلم، ج ٤، ص ٢٠٩٧( دو طريق)؛ نسائى با يك طريق در كبرى؛ طيالسى، شماره ٨٣٢؛ ابنحنبل، ج ٤، ص ٤٢٧ و ٤٤٣( دو طريق منتهى بهc ١ واحد) و يك طريق« شيرجهاى» مختوم به شيخ ادعايى شعبه؛ يزيد بن حُمَيد أبوالتَيّاح.
[٣]. علاوه بر يك طريق در كبراى نسائى، سه طريق در ابنحنبل، ج ٤، ص ١٩٧ و ٢٠٥( دو بار) آمده است.