حديث اسلامى، خاستگاه ها و سير تطور - موتسكى، هارالد - الصفحة ٣٢٠ - ١٠ برخى شيوه هاى تحليل إسناد با تكيه بر رواياتى با مضمون تحقيرآميز درباره زن
شبكه [اسناد] در مقامpcl ، مدعى هستند همگى روايت معينى را براى مثال از يكcl خاص شنيدهاند، به باور من قاعدهاى در اين مورد صادق نيست.
به بيانى ديگر، وقتى گفته شده چندين طريق نقل روايت از يك نفر منشعب شده است و صرفاً بر مبناى فرضيهاى كه از اصل كوك به دست آمده، اين نظر ابراز مىشود كه آن خطوط نقل كذايى، همگى جز يك جعلىاند، سازگارى اين دو نيز چنين تبيين مىشود كه تعدادى از شاگردان ادعايى هر يك به دلايل شخصى خاص خود و لابد كاملًا مستقل از ديگر همشاگرديان، وانمود كردهاند كه عينا يك روايت را دقيقاً از يك استاد شنيدهاند. اين فرضيه بيش از حد سادهانگارانه است كه به راحتى پذيرفته شود. معقولتر آنست كه آن را نقلى تاريخى از شيخى واحد به تعدادى از شاگردانش بدانيم كه همگى مدعىاند آن روايت را از آن شيخ شنيدهاند. احتمالًا كوك هم موافق است كه هر چه تعدادى بيشترى از خطوط روايت در يك نقطه كنار هم جمع شوند، احتمال كاركرد «قاعده» او در آن نقطه كاهش مىيابد. يعنى هر چه در يك نقطه نقل، گره «پُرتر» باشد، تاريخى بودن آن موجهتر است.
شرايطى كه در شبكه نمودار ٢ به تصوير كشيده شده، اين تبيين را به دست مىدهد: يكcl به نام سليمان التيمى وجود دارد كه ظاهراً استاد دستكم شش نفر بوده، كه همگىpcl اند. اين شش نفر از كانونهاى علمى مختلف و همگى رقيب يكديگر بودهاند؛ از اين رو، بسيار بعيد است كه ايشان با هم تبانى كرده باشند يا كاملًا اتّفاقى، عينا يك استاد را «برگزيده» و طريق وى را تا پيامبر كپى كرده باشند.
مىتوان تاريخى بودن اين روايت را، توسطcl بهpcl هايش، با اطّلاعات زير بهتر تبيين كرد:
١. هُشَيم بن بَشير (متوفى ١٨٣/ ٧٩٩) اهل واسط و به نوبه خودcl مشهورى بوده است؛ روايت او در جوامع حديثى ابن حنبل و مسلم آمده است.
٢. سفيان بن عُيَينَة (متوفى ١٩٨/ ٨١٤) كه از كوفه به مكّه مهاجرت كرده و خودcl پركارى بوده است؛ روايت او در سه مجموعه حديثى متفاوت هست. مسند حُمَيدى