حديث اسلامى، خاستگاه ها و سير تطور - موتسكى، هارالد - الصفحة ٣٢٩ - ١٠ برخى شيوه هاى تحليل إسناد با تكيه بر رواياتى با مضمون تحقيرآميز درباره زن
اجازه دهيد من به نخستين سؤال از سؤالات فوق، پاسخ دهم. من برآنم كه در حدّ توان و بىآنكه از حدود كلّى اين پژوهش خارج شوم، برخى افراد ديگر را در ادامه معرفى كنم. از اين رو ناگزير از تحليل چند شبكه إسناد ديگر خواهيم بود.
آيا سليمان، متوفى ١٤٣/ ٧٦٠، تنها عاملِ نشر اين گونه روايات است؟ نه، احتمالًا چنين نيست. پيش از او دستكم يكcl مهم ديگر هست؛ أبو رجاء عِمران بن مِلحان (يا ابن تيم) العُطارِدى كه در ١٠٧/ ٧٢٥ يا ١٠٩/ ٧٢٧ درگذشته است. گفته شده أبو رجاء چهل سال پيشنمازى بصريان را عهدهدار بوده است.
ضمناً او در زمره تابعينى است كه به هنگام پرداختن به أبو عثمان النهدى، توصيف كردم. وى جاهليت را درك كرد؛ ظاهراً در ابتدا از اسلام آوردن خوددارى كرده و از دست پيامبر فرارى شد، ولى پس از فتح مكّه اسلام آورد. از اين رو، هيچگاه موفّق به رؤيت پيامبر نشد؛ گفته شده او از متقدمترين صحابه همچون عمر و على روايت نقل كرده است؛ درگذشت او را برخى در ١٢٠ سالگى و گروهى در ١٢٧ سالگى (قمرى) گفتهاند.[١] أبو رجاء محتملترين عامل انتشار گفتار زير است كه چنانكه بايد به حضرت محمّد منسوب شده است: «اطَّلعتُ فى الجنّة فَرَأيتُ أكثرَ أهِلهَا الفقراءَ واطَّلعتُ فى النّار فرأيتُ أكثرَ أهلِهَا النّساءَ؛ (در خواب[٢]) به بهشت نظر افكندم و ديدم بيشتر ساكنانش فقرايند. سپس به دوزخ نگاه كردم و ديدم كه اغلب دوزخيان، زنانند».
همانطور كه در نمودار ٤ (ر ك. مزّى ج ٨، ش ١٠٨٧٣) نشان داده شده، أبو رجاء در موقعّيّتcl قرار دارد.
[١]. در بخارى، مغازى ٧٠( چاپ كرل، ص ١٦٦؛ ر ك. دارمى، سنن، مقدمه ١) حكايتى آمده است كه او سنگهايى جمع كرده بود و مىپرستيد؛ هر گاه سنگى مناسبتر مىيافت، قديمىترين سنگ را دور مىانداخت.
[٢]. احتمالًا أبورجاء علاقه شديدى به نشر حكايات منسوب به پيامبر داشته كه زمان و مكان وقوع آنها، شهود پيامبر در رؤيا بوده است؛ در بخارى، ج ٣، ص ١٦٦، ما به حكايتى از رؤيايى ديگر برمىخوريم كه او شايع كرده است، ر ك. مزّى، ج ٤، ش ٤٦٣٠.