حديث اسلامى، خاستگاه ها و سير تطور - موتسكى، هارالد - الصفحة ٣٩٦ - ١٢ گرايش هاى مانوى در روايت«آكلة الخضر»
٢. قسطلانى «شكوه دنيا» (زهرة الدنيا) را به زيبايى زايل شدنى دنيا تفسير كرده است.[١] اين عبارت عينا در همه نقلها وجود دارد و در آيه ١٣١ سوره طه نيز به همين معنا به كار رفته است.
٣. تفاسير اشاره مىكنند كه نام سؤال كننده براى آنها مشخص نشده است.
٤. «دريافتيم» ترجمه عبارت «رأينا»، «رُئينا»، «ارينا» است كه در متن روايات و تفاسير مختلف به كار رفته است كه البته «ارينا» احتمالًا قديمىتر (آركائيكتر) از بقيه است. اصل سكوت پيامبر- طبق نظر قسطلانى- اشاره به آن دارد كه او منتظر وحى بوده است.[٢] متن روايت آشكارا در پى بيان اين است كه آنچه متعاقبا رخ داد حامل مرجعيتى همانند وحى قرآنى است.
٥. عرق در ترجمه واژه «رُحَضاء» به معناى عرق سنگين يا عرق داغى است «كه پوست را مىشويد» (سيوطى). اين تعبير در هيچ روايت ديگر در جوامع حديثى به كار نرفته است.[٣]
٦. بر اساس تفاسير عبارت «گويى مىخواست او را تحسين كند»، نشان مىدهد كه پيامبر از اين پرسش مسرور شدند. تنها در گونه «ز» پيامبر به جاى «أين السائل؟» مىگويد. «أشاهدون السائل؟» از نظر سِندى شارح، پيامبر با اين پاسخ
[١]. قسطلانى، إرشاد، ج ٩، ص ٦٠.
[٢]. همو، ج ٣، ص ٦٠.
[٣]. سخن مؤلّف ظاهرا به استقصاى تام متكى نيست. قديمترين متون لغت عرب چون العين( خليل بن أحمد م ١٧٥ ق) اين واژه را به عرق حمى] تب[ ترجمه كردهاند. اين سخن بعدها در صحاح( جوهرى م ٣٩٩ ق) و ديگر متون لغوى متأخّر تكرار شده است. در متون سيره و تاريخ نيز اين واژه را فراوان مىتوان يافت. فى المثل نك. سيرة النبى، ابنهشام( م ٢١٨ ق)، تحقيق محمّد محيىالدين عبدالحميد، قاهره، ١٣٨٣ ق/ ١٩٦٣ م، ج ١، ص ١٤٣. به جز اين، واژه« رُخصاء» را غالبا در دو جاى ديگر در متون كهن آمده است. نخست در گزارشهاى راجع به وفات پيامبر اكرم، مثلًا در غريب الحديث، أبوعبيد قاسم بن سلام( م ٢٢٤ ق)، ج ٤، ص ٤١٣، والفائق فى غريب الحديث، جار اللّه زمخشرى( م ٥٣٨ ق)، ج ٢، ص ٢٧، و دوم در داستان معروف سؤال از مالك بن أنس راجع به آيه\i« الرَّحْمنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوى».\E براى نمونهاى از آن، نك. ابنحجر عسقلانى، فتح البارى، ج ١٣، ص ٣٤٢( ويراستار)