حديث اسلامى، خاستگاه ها و سير تطور - موتسكى، هارالد - الصفحة ٣٩٥ - ١٢ گرايش هاى مانوى در روايت«آكلة الخضر»
٥. سرانجام رسول اللّه در حالى كه عرق از صورتش پاك مىكرد، آرامش خود را باز يافت.
٦. و فرمود. «آنكه اين سؤال را پرسيد، كجاست؟» گويى مىخواست او را تحسين كند.
٧. سپس فرمود: «خير نمىتواند شر ايجاد كند».
٨. امّا از ميان چيزهايى كه زمين (الربيع) باعث رشدشان مىشود، برخى كشته مىشوند يا در آستانه آن قرار دارند.
٩. تنها استثنا آكلة الخَضِر است، زيرا او تا هنگامى مىخورد كه شكمش پر شود، سپس آفتاب مىگيرد، بعد شكمش را تخليه و ادرار مىكند و سپس چرا را از سر مىگيرد.
١٠. پس اين ثروت، علف نرم است، صحابه مؤمن كسى است كه از آن مال به فقرا، ايتام و در راه ماندگان ببخشد يا همانگونه كه رسول توضيح دادند.
١١. امّا آنكه آن را از راه حرام بدست آورد، شبيه كسى است كه مىخورد ولى هرگز سير نمىشود و سپس در روز قيامت شاهدان بر عليه او شهادت مىدهند».
علاوه بر نهاية ابن اثير[١]، شروح و تفاسير روايى به تفصيل به چند موضوع ديگر درباره ظرافتهاى خاص نحوى اشاره مىكنند و اصطلاحات خاصى را هم كه كمتر معروفاند، توضيح مىدهند. به جز اين، تمام همّ خودشان را صرف تمثيل دو گانهاى كردهاند كه در روايت آمده است؛ يعنى تشبيه شخصى كه به دنبال جمع افراطى مال دنياست به حيوانى كه به علت سوء هاضمه مىتركد، و تشبيه آن كه راه اعتدال را در پيش مىگيرد و با انگيزههاى پرهيزكارانه پول خود را مىبخشد، به حيوانى كه به طور غريزى جريان گوارشىاش را تنظيم مىكند.
به چند نكته در باب متن روايت بايد توجه كرد [شمارهها مطابق با شمارههاى تقسيمبندى متن روايت است].
[١]. ابناثير، النهاية فى غريب الحديث والأثر( قاهره، ١٣١١ ق)، ص ٢٩٩.