حديث اسلامى، خاستگاه ها و سير تطور - موتسكى، هارالد - الصفحة ٥٠٥ - ١٦ ويژگى هاى مشترك نقد حديث نزد محققان مسلمان و غربى اقسام واضعان حديث از نگاه ابن جوزى
حديث موقوف به مُسند ارتقا مىيابد؛[١] راويان ممدوح جايگزين راويان مجروح مىشوند (تدليس)؛[٢] إسناد ممكن است به طور كامل دگرگون گردد (قلب)؛[٣] هر نوع حديثى- چنانكه ديديم- مىتواند با سندى معتبر و شناخته شده آغاز شود؛ و سرانجام آنكه، خلق سند جديد نيز امرى محتمل است.[٤] دست آخر افراد بىتجربه ممكن است با اين بداقبالى مواجه شوند كه سلسله راويان سند حديث از لحاظ تاريخى جهتى معكوس يافته باشد.[٥]
براى تصور جعل متن حديث نيز طبيعتاً محدوديتى وجود ندارد، امّا دانستن اين نكته هم بىاهمّيّت نيست كه جعل از طريق تركيب چند متن حديثى با يكديگر ظاهراً امرى رايج بوده است.[٦] در اين موارد، همچنين بسيار مهم است كه آن عادت و عمل رايج، يعنى داخل كردنِ مخفيانه اقوالِ برساخته به نوشتههاى عالمان خوشنام و سرشناس حديث را در ياد داشته باشيم- كه چنانكه پيشتر گفته شد، از سوى زنادقه صورت مىگرفت.
به نظر من با توجه به مسائل طرح شده در اين مقاله، نكته اساسى در اين عبارات موجز و نظاممند از مقدمه ابن جوزى در بررسى احاديث موضوع آن است كه: در حال حاضر ترسيم مدلى كلّى و در نتيجه قابل انتقال از زمينه تاريخى وضع حديث- كه از سنّت مستقل اسلامى آغاز شود- دست كم از حيث نظرى امكانپذير شده است. اين مدل شامل مراحل زير است: ابتدا نقد إسناد، سپس توجه به واضعان، و در نهايت بررسى اسباب و شرايط وضع. در اين مدل، ضمن آنكه همانند حديثپژوهى اسلامى، تأكيد بر راويان و سلسله أسانيد همچنان مورد توجّه است، مسلما تأكيد اصلى بر محتوا نيز صورت گرفته است.
[١]. همان، ج ١، ص ٣٦.
[٢]. همان، ج ١، ص ٣٦.
[٣]. همان، ج ١، ص ٣٦.
[٤]. همان، ج ١، ص ٤٢- ٤٣.
[٥]. همان، ج ١، ص ٤٣- ٤٤.
[٦]. همان، ج ١، ص ٣٦- ٤٣.