حديث اسلامى، خاستگاه ها و سير تطور - موتسكى، هارالد - الصفحة ١٥٩ - چهارم
اكنون بحث گذشته را با ذكر شواهدى مكتوب تكميل مىكنم كه متكلمان اسلامى براى اثبات اين ديدگاه «وحى دوگانه» (double revelation) مكرراً بدان استناد كردهاند. بررسى اين شواهد، آگاهى ما از روشها و مكاتب تفسيرى را نيز ارتقا مىبخشد. ظاهراً مدرسه حسن بصرى در ارائه چنين شواهدى بسيار تلاش كرده است. يكى از برجستهترين افراد اين مدرسه، عالم بصرى قتادة بن دعامة (متوفاى ١١٧ يا ١١٨ ق) است. تفسيرى منسوب به او بر آيه ٣٤ سوره احزاب، تفسيرهاى تلمودى از نمونههاى مشابه را به خاطر مىآورد. «وَ اذْكُرْنَ ما يُتْلى فِي بُيُوتِكُنَّ مِنْ آياتِ اللَّهِ وَ الْحِكْمَةِ»، قال من القرآن والسنة.[١] اين آيه به همسران پيامبر تذكر مىدهد كه آنچه از آيات خدا و حكمت در خانههاى آنها تلاوت مىشود به ياد آورند. «آيات» به «قرآن» و «حكمت» به «سنّت» تفسير شده است. در اينجا با استشهادى از كتاب آسمانى تلاوت مىشود به ياد آورند. «آيات» به «قرآن» و «حكمت» به «سنّت» تفسير شده است. در اينجا با استشهادى از كتاب آسمانى مواجهيم كه در آن، خداوند بر يكسان بودن اين دو ركن وحى صحه مىگذارد. البته اين مسئله را نبايد از نظر دور داشت كه «سبب خاص» اين آيه با كاربردى چنين گسترده و بزرگ از آن چندان سازگار نيست. نتيجتا از همان زمان و به همين شيوه، به دنبال قرائن مناسب ديگرى مىگشتند. فى المثل از نحوه معرفى حضرت محمد در قرآن: «پيامبرى كه از جانب خدا فرستاده شد تا كتاب و حكمت به شما بياموزد؛ وَ يُعَلِّمُكُمُ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ»،[٢] و «كسى كه خدا كتاب و حكمت را بر او وحى كرده است»[٣] در آن روزگار، تعبير «كتاب و حكمت» را به اعطاى اعتبار و منشأ الهى يكسان و همانند به سنّت (يعنى حكمت) در كنار كتاب خدا تفسير مىكردند. امّا بانيان اين تفسير[٤] ذكر نمىكنند كه تركيب «كتاب و حكمت» عبارتى ضابطهمند در
[١]. ابنعبدالبرّ، جامع بيان العلم، ص ١٥ كه در چند نقل آن به قتاده مىرسد.
[٢]. بقره، ١٤٦؛ نيز نك. بقره، ١٢٣؛ آل عمران، ١٥٨؛ نساء، ٥٧؛ جمعه، ٢.
[٣]. نساء، ١١٣.
[٤]. منقول است كه اين تفسير به حسن بصرى باز ميگردد اما هيچ اسنادى در كار نيست، تنها آمده است: و عن الحسن.