حديث اسلامى، خاستگاه ها و سير تطور - موتسكى، هارالد - الصفحة ٢٧٠ - ٣ مجموعه تحت تملك محمد على اليعقوبى در نجف
الف- سلسله سند هر سيزده اصل، عينا همانند رُوات نسخه شماره ٩٦٢ دانشگاه تهران است. در اثر چاپ شده، اضافاتى اندك، و در ترتيب و نظم اصول، كمى اختلاف هست. در أصل زيد الزرّاد، روايت ٢٥ (بر طبق شمارهگذارى من از نسخه شماره ٩٦٢ دانشگاه تهران) بعد از روايت ٢٦ است. در أصل عاصم بن حُمَيد، روايتى اضافه بعد از شماره ٨ آمده است. دو روايت ديگر نيز در اصل زيد النّرسى (بعد از روايتهاى شماره ٦ و ٣٧) اضافه شده است. از مقايسه روايت ١٢ در أصل جعفر بن محمّد بن شُريح با آنچه در نسخه چاپى آمده است در مىيابيم ظاهراً در نسخه ٩٦٢ دانشگاه تهران چيزى از قلم افتاده باشد، و اين كه روايت شماره ١٢ در واقع از دو روايت جداگانه تشكيل شده است. همچنين در نسخه چاپى، احاديث شماره ٤٩ تا ٥٦، بعد از حديث ٦٢ ذكر شدهاند.
ب. در باب أصل محمّد بن المثنّى الحضرمى؛ در نسخه شماره ٩٦٢ دانشگاه تهران، بعد از روايت ٥٢ عبارت مبهم و مرموزى به اين صورت آمده است. «اين آخرين حديث محمّد بن مثنّى حضرمى، از (عن) حديث محمّد بن جعفر قرَشى است». همين جمله، امّا با تفاوتى مهم، در نسخه چاپى (ص ٩٤) هست. به جاى «عن»، عبارتِ «ويتلوه» آمده است. به عبارت ديگر، آن چه بعد از اين مىآيد، احتمالًا حديث محمّد بن جعفر قرشى است؛ گو اينكه تنها روايت شماره ٥٥ (به قرينه جملهاى كه در انتهايش آمده) براى اين عنوان مناسب است. لذا محتمل است جمله مورد نظر جا به جا شده باشد و در اصل، پس از روايت ٥٤ ذكر شده باشد. احتمالًا همين روايت است كه صاحب الذريعة آن را به عنوان أصل معرّفى كرده است. آخرين روايت (شماره ٥٦) ظاهراً به مطالب قبلى متّصل نيست.
ج. خبرٌ فى المَلاحم در اين جا نيز همانند نسخه شماره ٩٦٢ دانشگاه تهران، به نوادر على بن أسباط پيوسته است.
د. در پايان كتاب (ص ١٧٠)، مطلبى از قول محمّد بن الحسن الحرّ العاملى آمده است، داير بر اين كه بيشتر احاديث اين چهارده (!) كتاب را كافى و ديگر كتب معتمَد ذكر كردهاند، و مضمون بقيه روايات را اين كتب تأييد كردهاند. حُرّ عاملى اظهار مىدارد كه وى تنها دو حديث قبيح و قابل ايراد در اين اصول يافته است كه