حديث اسلامى، خاستگاه ها و سير تطور - موتسكى، هارالد - الصفحة ٣٩٩ - ١٢ گرايش هاى مانوى در روايت«آكلة الخضر»
هلال بن ميمونة، پسر ميمونة از يكى از همسران سابقش، كه به هلال بن على بن أسامة هم مشهور بود (قسطلانى وى را از صغار تابعين مىداند، امّا نام وى در طبقات ابن سعد نيامده است).[١] سپس يحيى بن أبى كثير، از موالى [قبيله [طَى، كه در بصره زندگى كرد و در ٧٤٦ م درگذشت.[٢] و سرانجام، هشام بن أبى عبد اللّه الدستوائى كه او هم در بصره زندگى مىكرد، و در آنجا محصولات دَستَوا- شهرى در فارس- را مىفروخت. وى به سال ٧٦٩ م درگذشت.[٣] با توجّه به محل اقامت دو راوى آخر، نخستين دسته از پنج گونه نقل اين روايت را مىتوان با عنوان «گروه بصرى» مشخص كرد.
هفت گونه ديگر را بر اساس شواهد موجود در متنشان بايد به سه گروه تقسيم كرد. با اين همه، وجه اشتراك تمام اين هفت نقل، عبارت منقول در بند شماره ٧ است كه در آن پيامبر صلى يهل الاسلام و لا ينكره الا من ليام و لا ينكره الا من ليس منهم (. ه وحيا و اوجب على عباده الايمان بهما و العمل بما فيهما و هما الكالله عليه و آله مىفرمايد. خير نمىتواند چيزى جز خوبى ايجاد كند (لا يأتى الخيرُ إلّا بالخير) كه قطعاً تعبيرى بسيار دقيق و جذاب است و احتمالًا صورتبندى قديمىتر داشته است. نكته آخر اين كه مضمون و محتواى بندهاى ١، ٢، ٣، ٦، ٨ و به ويژه ٩ با وجود اختلافشان در عبارتپردازى- كه دستمايه خوبى براى گروهبندى جديد مىشود- در تمام اين نقلها مشابه است.
گونههاى ب و ل، ظاهراً همان اندازه كه أسانيدشان به هم مرتبطاند، متون نزديك به هم نيز دارند. سه راوى ابتدايى إسناد در اين دو نقل، قديمىترين راويان در گروه
[١].[ نامى كه بيشتر براى او ذكر شده است، هلال بن أبىميمونة است( به عنوان مثال نك. صحيح مسلم، شماره ٢٤٧٠، بر طبق چاپ بنياد گنج واژه اسلامى(Thesaurus Islamicus Foundation )، ودوز، ٢٠٠٠ م. در ديگر چاپها، حديث شماره ٣ در كتاب الزكاة( شماره ١٢)، باب تخوّف ما يخرج من زَهرة الدنيا( شماره ٤١). ابنحجر در تهذيب التهذيب( حيدرآباد، ١٣٢٧ ق)، ج ١١، ص ٨٢ مىگويد. او از موالى قبيله العامر بود و در حوالى سال ٧٢٤ درگذشت. اين اطّلاعات با اين ادعا كه او پسر ميمونة- همسر پيامبر- بوده، ناسازگار است. ابنحجر هم به اين ادعا اشارهاى نمىكند.( هارالد موتسكى)]
[٢]. ابنسعد، ج ٥، ص ٤٠٤.
[٣]. نك. ياقوت، معجم البلدان، ويرايش فرديناند وُستِنفِلد( لايپزيك، ١٨٦٦- ١٨٧٣)، ج ٢، ص ٥٧٤.