حديث اسلامى، خاستگاه ها و سير تطور - موتسكى، هارالد - الصفحة ٤٩٨ - ١٦ ويژگى هاى مشترك نقد حديث نزد محققان مسلمان و غربى اقسام واضعان حديث از نگاه ابن جوزى
خاورشناسان از سوى ديگر، از اين واقعيت عينى بوده است. تفاوت اصلى اين دو گونه ارزيابى را در يك كلام چنين مىتوان گفت: وضع حديث در نظر محقّقان اسلامى استثنا، امّا در نگاه خاورشناسان قاعده تلقى مىشود.
با چنين اوضاع و احوالى، موضع حديثپژوهان مستقل اسلامى قابل مقايسه با متخصصِ فن «فرمانشناسى»[١] است كه به خوبى مىداند قشرهاى گوناگون مردم تمايل داشتهاند از طريق وضع سند براى خود عنوان و اعتبارى دست و پا كنند و در عين حال بنا به دلايلى معتقد است كه أسناد اصيلى نيز وجود دارد. در نتيجه كار اصلى او بايد توجه به ابزارهاى ارزيابى سند و راههايى باشد كه أسناد از آن طريق به دست ما رسيده است: او ضوابطى صورى را در كانون توجّه خود خواهد داشت. بررسى دقيق اين ضوابط صورى وى را قادر خواهد ساخت ميان صحيح و سقيم تميز دهد.
در حديثپژوهى اسلامى كه در آن مجموعهاى معيّن از احاديث اصيل مفروض است. إسناد يك حديث نبوى ابزار ارزيابى و همچنين منبعى براى اطّلاع از نوع و طرق روايت است. نظم و دقّتى كه محقّقان علم الحديث در پژوهش إسناد اعمال مىكنند مشابه دقّتى است كه متخصّصان فن «فرمانشناسى» نسبت به عوامل صورى و انتقال إسناد حقوقى به خرج مىدهند. در علم الحديث نيز همانند اين فن، اصطلاحات ويژه و نيز الگوهايى براى تشخيص وضع تدوين شده است. چنانچه ثابت شود وضعى صورت گرفته است، حكمى بيش از اين صادر نمىگردد: آن حديث را بايد كنار گذاشت.
حديثپژوهى خاورشناسان بر اين فرض بنا شده كه «وضع و تحريف در احاديث نبوى قاعده است، نه استثنا». ناگزير اين علم در ميان خاورشناسان با رويكردى كاملًا متفاوت شكل گرفته است. تمييز بين صحيح و سقيم مسأله اصلى نيست: اسناد كه همانا ابزار شناسايى وثاقت حديث و منبعى آگاهىبخش درباره نوع
[١]. فرمانشناسى(diplomatics ) فنى است كه بر اساس آن اصالت يا جعلى بودن فرمانها و دستخطهاى پادشاهان و اسناد دولتى و ديپلومها را تشخيص مىدهند( مترجم).