حديث اسلامى، خاستگاه ها و سير تطور - موتسكى، هارالد - الصفحة ٥٠٤ - ١٦ ويژگى هاى مشترك نقد حديث نزد محققان مسلمان و غربى اقسام واضعان حديث از نگاه ابن جوزى
اطّلاعات مفصلى درباره چگونگى پيدايش اين احاديث غريب عرضه كرده است: احاديث نبوى از منابع مختلف و با خاستگاههاى متفاوت، با يكديگر تركيب شده، در نتيجه حديثى جديد شكل مىگيرد و با إسنادى اصيل روايت مىشود. بنا بر اين غريب بودن اين احاديث به اين معناست كه در آنها متنى جديد و دستكارى شده با سندى قديمى تركيب شده است.[١]
در بيان هفتمين و آخرين گروه واضعان حديث، نگرانى شخصى ابن جوزى را به گونهاى ويژه و آشكار مىتوان دريافت. اين گروه، راويان قصههاى عامهپسند يا همان قُصّاصاند.[٢] در اينجا نيز ابن جوزى تجربهها و يافتههاى (منفى) خودش را نقل مىكند؛ افزون بر اين، وى تأليفى جداگانه را به قُصّاص و كارهاى آنان اختصاص داده است.[٣] وضع حديث اين گروه اساساً از روى تنبلى و خودخواهى بوده است. اينان مىدانستند كه نقل احاديث فوق العاده مهيّج نبوى، جلب توجّه مخاطبان و در نتيجه تأثيرگذارى بر آنها و به ويژه هدايايى از سوى آنان را در پى خواهد داشت. حفظ احاديث جدّى براى آنان امرى بسيار دشوار بود؛ بنا بر اين اين افراد از تمامى روشهاى مختلف براى جعل حديث استفاده مىكردند. با وجود اين، رويكرد آنان در بيشتر موارد چندان هم ساده و ابتدايى نبود؛ نظير قصهپرداز سائلى كه چون يكى از عالمان حديث او را به جعل متهم ساخت، صريحاً اعتراف كرد: «من تنها يك إسناد مىشناختم و چون داستانى مىشنيدم، همان سند را به آن اضافه مىكردم».[٤]
اشارات آگاهىبخش كه درباره جنبه صرفاً عملى وضع حديث در تحليل ابن جوزى مىبينيم، صرفاً اتفاقى به نظر مىرسد. در اين ميان، از سخنان او اين نوع دستكارىها در زمينه إسناد احاديث را مىآموزيم: گاه حديث مُرسل به مرفوع و
[١]. همان، ج ١، ص ٤٣.
[٢]. همان، ج ١، ص ٤٤- ٤٧. درباره قصاص به طور كلى، نگاه كنيد به:
Tilman Nagel, Die Qisasal- anbiyA. Ein Beitrage Zur arabischen Literatur geschichte) Bonn, ٧٦٩١(, esp. ٢٢١ ff.
[٣]. ابنجوزى، كتاب القُصّاص و المذكّرين، تصحيح و ترجمه مرلين ل، شوارتس، بيروت، ١٩٧١.
[٤]. ابنجوزى، موضوعات، ص ٤٧.